he got a bit feisty by trying to hit me back.
او سعی کرد با زدن من پاسخ دهد و کمی عصبی شد.
Hollywood doesn't have a lot of good feisty roles for girls my age.
هالیوود نقشهای تند و تیز خوبی برای دختران همسن و سال من ندارد.
The actress Katharine Hepburn is nearly as well known for her pompadour as she is for her portrayals of independent, feisty women.
بازیگر کاترین هپبورن تقریباً به اندازه مدل موی او، به خاطر نقشهایی که از زنان مستقل و تند و تیز بازی کرده، شناخته شده است.
She has a feisty personality that always keeps things interesting.
او شخصیتی تند و تیز دارد که همیشه اوضاع را جالب نگه میدارد.
The feisty debate between the two politicians lasted for hours.
بحث تند و تیز بین دو سیاستمدار ساعتها طول کشید.
The feisty kitten pounced on the toy mouse with enthusiasm.
گربه تند و تیز با اشتیاق به سمت موش اسباب بازی پرید.
Despite her small size, she has a feisty spirit that cannot be underestimated.
با وجود جثه کوچکش، او روحیهای تند و تیز دارد که نمیتوان آن را دست کم گرفت.
The feisty old lady refused to back down in the face of adversity.
خانم پیر تند و تیز با وجود سختیها حاضر به پس دادن نشد.
The feisty young boxer won the match with sheer determination and skill.
بوکسور جوان تند و تیز با اراده و مهارت محض مسابقه را برد.
Her feisty attitude often gets her into trouble, but she never backs down.
حرفهای تند و تیز او اغلب باعث ایجاد مشکل برایش میشود، اما او هرگز دست از کار نمیکشد.
The feisty puppy barked loudly at the stranger approaching the house.
سگ بچه تند و تیز با صدای بلند به غریبهای که به سمت خانه میرفت، پارس کرد.
Despite his age, the feisty grandfather still enjoys playing basketball with his grandchildren.
با وجود سنش، پدربزرگ تند و تیز هنوز از بازی بسکتبال با نوه هایش لذت می برد.
The feisty detective refused to give up until the mystery was solved.
مامور پلیس تند و تیز تا زمانی که راز حل نشد دست از کار نکشید.
he got a bit feisty by trying to hit me back.
او سعی کرد با زدن من پاسخ دهد و کمی عصبی شد.
Hollywood doesn't have a lot of good feisty roles for girls my age.
هالیوود نقشهای تند و تیز خوبی برای دختران همسن و سال من ندارد.
The actress Katharine Hepburn is nearly as well known for her pompadour as she is for her portrayals of independent, feisty women.
بازیگر کاترین هپبورن تقریباً به اندازه مدل موی او، به خاطر نقشهایی که از زنان مستقل و تند و تیز بازی کرده، شناخته شده است.
She has a feisty personality that always keeps things interesting.
او شخصیتی تند و تیز دارد که همیشه اوضاع را جالب نگه میدارد.
The feisty debate between the two politicians lasted for hours.
بحث تند و تیز بین دو سیاستمدار ساعتها طول کشید.
The feisty kitten pounced on the toy mouse with enthusiasm.
گربه تند و تیز با اشتیاق به سمت موش اسباب بازی پرید.
Despite her small size, she has a feisty spirit that cannot be underestimated.
با وجود جثه کوچکش، او روحیهای تند و تیز دارد که نمیتوان آن را دست کم گرفت.
The feisty old lady refused to back down in the face of adversity.
خانم پیر تند و تیز با وجود سختیها حاضر به پس دادن نشد.
The feisty young boxer won the match with sheer determination and skill.
بوکسور جوان تند و تیز با اراده و مهارت محض مسابقه را برد.
Her feisty attitude often gets her into trouble, but she never backs down.
حرفهای تند و تیز او اغلب باعث ایجاد مشکل برایش میشود، اما او هرگز دست از کار نمیکشد.
The feisty puppy barked loudly at the stranger approaching the house.
سگ بچه تند و تیز با صدای بلند به غریبهای که به سمت خانه میرفت، پارس کرد.
Despite his age, the feisty grandfather still enjoys playing basketball with his grandchildren.
با وجود سنش، پدربزرگ تند و تیز هنوز از بازی بسکتبال با نوه هایش لذت می برد.
The feisty detective refused to give up until the mystery was solved.
مامور پلیس تند و تیز تا زمانی که راز حل نشد دست از کار نکشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید