felonious

[ایالات متحده]/fəˈləʊniəs/
[بریتانیا]/fəˈloʊniəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشخصه یا مربوط به جرم جدی؛ بدخواه یا شرور در ذات

عبارات و ترکیب‌ها

felonious assault

تهاجم خطرناک

felonious theft

سرقت خطرناک

felonious conduct

رفتار خطرناک

felonious intent

قصد خطرناک

felonious homicide

قتل خطرناک

felonious fraud

تقلب خطرناک

felonious robbery

سرقت مسلحانه

felonious activity

فعالیت خطرناک

felonious behavior

رفتار مجرمانه

felonious acts

اقدامات مجرمانه

جملات نمونه

his felonious activities led to a lengthy prison sentence.

فعالیت‌های مجرمانه او منجر به تحمل یک محکومیت طولانی حبس شد.

the police are investigating a felonious scheme in the area.

پلیس یک طرح مجرمانه در این منطقه را بررسی می‌کند.

she was charged with felonious assault after the incident.

او پس از حادثه به اتهام تجاوز مجرمانه متهم شد.

felonious intent is a key factor in criminal law.

قصد مجرمانه یک عامل کلیدی در قانون جنایی است.

the felonious behavior of the group raised concerns among residents.

رفتار مجرمانه گروه باعث نگرانی ساکنان شد.

he has a history of felonious conduct that cannot be ignored.

او سابقه رفتارهای مجرمانه دارد که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

the felonious acts were captured on surveillance cameras.

این اعمال مجرمانه توسط دوربین‌های مدار بسته ضبط شد.

law enforcement is focused on reducing felonious crimes in the city.

نیروی انتظامی بر کاهش جرایم مجرمانه در شهر متمرکز است.

his felonious past made it difficult to find employment.

گذشته مجرمانه او باعث شد پیدا کردن شغل دشوار باشد.

they uncovered a felonious plot to defraud investors.

آنها یک طرح مجرمانه برای فریب سرمایه گذاران کشف کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید