felted

[ایالات متحده]/ˈfɛltɪd/
[بریتانیا]/ˈfɛltɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ساخته شده از نمد؛ به هم چسبیده
v. زمان گذشته و گذشته مشارکتی از نمد؛ پوشاندن با نمد

عبارات و ترکیب‌ها

felted wool

گوسفند پشم دار

felted hat

کلاه پشمی

felted bag

کیف پشمی

felted slippers

دمپای پشمی

felted toys

اسباب بازی های پشمی

felted art

هنر پشمی

felted scarf

شال پشمی

felted stones

سنگ های پشمی

felted cushion

بالش پشمی

felted fabric

پارچه پشمی

جملات نمونه

the wool was felted to create a sturdy fabric.

پشم با استفاده از فرآیند فِلْت شدن برای ایجاد یک پارچه بادوام، تولید شد.

she felted the wool to make a warm hat.

او پشم را فِلْت کرد تا یک کلاه گرم بسازد.

he learned how to make felted crafts in the workshop.

او یاد گرفت که چگونه صنایع دستی فِلْت شده را در کارگاه بسازد.

the artist used felted pieces to create a unique sculpture.

هنرمند از قطعات فِلْت شده برای ایجاد یک مجسمه منحصر به فرد استفاده کرد.

felted animals are popular among children.

حیوانات فِلْت شده در بین کودکان محبوب هستند.

she demonstrated how to make felted soap.

او نحوه ساختن صابون فِلْت شده را نشان داد.

the felted blanket kept us warm on the cold night.

ملحفه فِلْت شده ما را در شب سرد گرم نگه داشت.

he enjoyed the process of creating felted art.

او از فرآیند خلق هنر فِلْت شده لذت برد.

felted wool can be used for various crafting projects.

می‌توان از پشم فِلْت شده برای پروژه‌های مختلف صنایع دستی استفاده کرد.

they organized a class on how to felted wool.

آنها یک کلاس در مورد نحوه فِلْت کردن پشم برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید