| جمع | feoffs |
feoff land
تملک زمین
feoff title
تملک عنوان
feoff estate
تملک املاک
feoff property
تملک دارایی
feoff rights
تملک حقوق
feoff service
تملک خدمات
feoff obligations
تملک تعهدات
feoff agreement
تملک توافق
feoff grant
تملک اعطا
feoff charter
تملک منشور
they decided to feoff the land to the new settlers.
آنها تصمیم گرفتند زمین را به مهاجران جدید واگذار کنند.
the lord will feoff his estate to trusted vassals.
سردمهر زمین خود را به اشخاص مورد اعتماد واگذار خواهد کرد.
in medieval times, it was common to feoff land in exchange for service.
در دوران قرون وسطی، واگذاری زمین در ازای خدمات رایج بود.
after the war, many nobles began to feoff their lands.
پس از جنگ، بسیاری از اشراف شروع به واگذاری اراضی خود کردند.
he was eager to feoff his holdings to the next generation.
او مشتاق بود تا دارایی های خود را به نسل بعدی واگذار کند.
the king had the authority to feoff large tracts of land.
شاه اجازه واگذاری مناطق وسیعی از زمین را داشت.
to feoff a property, one must follow legal procedures.
برای واگذاری یک ملک، باید از رویه های قانونی پیروی کرد.
many families were feoffed land as a reward for loyalty.
خانواده های زیادی به عنوان پاداش برای وفاداری زمین دریافت کردند.
he plans to feoff his estate to a charitable organization.
او قصد دارد املاک خود را به یک سازمان خیریه واگذار کند.
it is important to document any feoffing transactions properly.
ثبت دقیق هرگونه معاملات واگذاری بسیار مهم است.
feoff land
تملک زمین
feoff title
تملک عنوان
feoff estate
تملک املاک
feoff property
تملک دارایی
feoff rights
تملک حقوق
feoff service
تملک خدمات
feoff obligations
تملک تعهدات
feoff agreement
تملک توافق
feoff grant
تملک اعطا
feoff charter
تملک منشور
they decided to feoff the land to the new settlers.
آنها تصمیم گرفتند زمین را به مهاجران جدید واگذار کنند.
the lord will feoff his estate to trusted vassals.
سردمهر زمین خود را به اشخاص مورد اعتماد واگذار خواهد کرد.
in medieval times, it was common to feoff land in exchange for service.
در دوران قرون وسطی، واگذاری زمین در ازای خدمات رایج بود.
after the war, many nobles began to feoff their lands.
پس از جنگ، بسیاری از اشراف شروع به واگذاری اراضی خود کردند.
he was eager to feoff his holdings to the next generation.
او مشتاق بود تا دارایی های خود را به نسل بعدی واگذار کند.
the king had the authority to feoff large tracts of land.
شاه اجازه واگذاری مناطق وسیعی از زمین را داشت.
to feoff a property, one must follow legal procedures.
برای واگذاری یک ملک، باید از رویه های قانونی پیروی کرد.
many families were feoffed land as a reward for loyalty.
خانواده های زیادی به عنوان پاداش برای وفاداری زمین دریافت کردند.
he plans to feoff his estate to a charitable organization.
او قصد دارد املاک خود را به یک سازمان خیریه واگذار کند.
it is important to document any feoffing transactions properly.
ثبت دقیق هرگونه معاملات واگذاری بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید