feoff

[ایالات متحده]/fiːɒf/
[بریتانیا]/fiˈɔf/

ترجمه

n. یک ملک از زمین که به یک واسیلی اعطا شده است
vt. به کسی زمین اعطا کردن
Word Forms
جمعfeoffs

عبارات و ترکیب‌ها

feoff land

تملک زمین

feoff title

تملک عنوان

feoff estate

تملک املاک

feoff property

تملک دارایی

feoff rights

تملک حقوق

feoff service

تملک خدمات

feoff obligations

تملک تعهدات

feoff agreement

تملک توافق

feoff grant

تملک اعطا

feoff charter

تملک منشور

جملات نمونه

they decided to feoff the land to the new settlers.

آنها تصمیم گرفتند زمین را به مهاجران جدید واگذار کنند.

the lord will feoff his estate to trusted vassals.

سردمهر زمین خود را به اشخاص مورد اعتماد واگذار خواهد کرد.

in medieval times, it was common to feoff land in exchange for service.

در دوران قرون وسطی، واگذاری زمین در ازای خدمات رایج بود.

after the war, many nobles began to feoff their lands.

پس از جنگ، بسیاری از اشراف شروع به واگذاری اراضی خود کردند.

he was eager to feoff his holdings to the next generation.

او مشتاق بود تا دارایی های خود را به نسل بعدی واگذار کند.

the king had the authority to feoff large tracts of land.

شاه اجازه واگذاری مناطق وسیعی از زمین را داشت.

to feoff a property, one must follow legal procedures.

برای واگذاری یک ملک، باید از رویه های قانونی پیروی کرد.

many families were feoffed land as a reward for loyalty.

خانواده های زیادی به عنوان پاداش برای وفاداری زمین دریافت کردند.

he plans to feoff his estate to a charitable organization.

او قصد دارد املاک خود را به یک سازمان خیریه واگذار کند.

it is important to document any feoffing transactions properly.

ثبت دقیق هرگونه معاملات واگذاری بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید