| جمع | ferreters |
ferreter found
پیدا کردن فرتر
the blacksmith began to ferreter the iron bar into a beautiful gate.
چکشکار شروع به فریت کردن میله آهن به یک درب زیبایی کرد.
artisans ferreter des épées avec une habileté remarquable.
هنرمندان با مهارت بسیاری فریت کردن سwords را انجام میدهند.
in the old workshop, they still ferreter l'acier selon les méthodes traditionnelles.
در کارگاه قدیمی، هنوز از روشهای سنتی برای فریت کردن فولاد استفاده میشود.
the master taught his apprentice how to ferreter une lame parfaitement équilibrée.
استاد به شاگردش یاد داد که چگونه یک لезه کاملاً متوازن را فریت کند.
this forge can ferreter up to fifty kilograms of metal per day.
این کوره میتواند تا پنجاه کیلوگرم فلز را در روز فریت کند.
expert craftsmen ferreter des outils avec une patience infinie.
چکشکاران حرفهای با صبر بیپایان ابزارها را فریت میکنند.
the artist decided to ferreter une sculpture en fer à la main.
هنرمند تصمیم گرفت که یک اسکلت فلزی را به صورت دستی فریت کند.
they ferreter les barreaux du balcon avec des motifs décoratifs.
آنها میلههای بalcon را با الگوهای زیبایی فریت میکنند.
young blacksmiths learn to ferreter le fer correctement at the academy.
چکشکاران جوان در آکادمی یاد میگیرند که چگونه به درستی فلز را فریت کنند.
the factory continues to ferreter des couteaux de cuisine de haute qualité.
کارخانه به طور مداوم از کنارههای کیفیت بالای سرخوردهها فریت میکند.
many european workshops ferreter des ferrures décoratives pour les meubles anciens.
بسیاری از کارگاههای اروپایی از فریت کردن قفلهای زیبایی برای مبلمانهای قدیمی استفاده میکنند.
ancient romans knew how to ferreter l'armement pour leurs légions.
رومیان باستان میدانستند که چگونه تجهیزات نظامی برای لیگیونهایشان را فریت کنند.
ferreter found
پیدا کردن فرتر
the blacksmith began to ferreter the iron bar into a beautiful gate.
چکشکار شروع به فریت کردن میله آهن به یک درب زیبایی کرد.
artisans ferreter des épées avec une habileté remarquable.
هنرمندان با مهارت بسیاری فریت کردن سwords را انجام میدهند.
in the old workshop, they still ferreter l'acier selon les méthodes traditionnelles.
در کارگاه قدیمی، هنوز از روشهای سنتی برای فریت کردن فولاد استفاده میشود.
the master taught his apprentice how to ferreter une lame parfaitement équilibrée.
استاد به شاگردش یاد داد که چگونه یک لезه کاملاً متوازن را فریت کند.
this forge can ferreter up to fifty kilograms of metal per day.
این کوره میتواند تا پنجاه کیلوگرم فلز را در روز فریت کند.
expert craftsmen ferreter des outils avec une patience infinie.
چکشکاران حرفهای با صبر بیپایان ابزارها را فریت میکنند.
the artist decided to ferreter une sculpture en fer à la main.
هنرمند تصمیم گرفت که یک اسکلت فلزی را به صورت دستی فریت کند.
they ferreter les barreaux du balcon avec des motifs décoratifs.
آنها میلههای بalcon را با الگوهای زیبایی فریت میکنند.
young blacksmiths learn to ferreter le fer correctement at the academy.
چکشکاران جوان در آکادمی یاد میگیرند که چگونه به درستی فلز را فریت کنند.
the factory continues to ferreter des couteaux de cuisine de haute qualité.
کارخانه به طور مداوم از کنارههای کیفیت بالای سرخوردهها فریت میکند.
many european workshops ferreter des ferrures décoratives pour les meubles anciens.
بسیاری از کارگاههای اروپایی از فریت کردن قفلهای زیبایی برای مبلمانهای قدیمی استفاده میکنند.
ancient romans knew how to ferreter l'armement pour leurs légions.
رومیان باستان میدانستند که چگونه تجهیزات نظامی برای لیگیونهایشان را فریت کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید