fervid

[ایالات متحده]/ˈfɜː.vɪd/
[بریتانیا]/ˈfɜr.vɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شدت پرشور یا شوق‌انگیز; داغ یا سوزان

عبارات و ترکیب‌ها

fervid enthusiasm

اشتیاق سوزان

fervid debate

بحث پرشور

fervid support

حمایت پرشور

fervid affection

عشق سوزان

fervid passion

شور عشق

fervid spirit

روح پرشور

fervid response

پاسخ پرشور

fervid love

عشق سوزان

fervid discussion

بحث پرشور

fervid commitment

تعهد پرشور

جملات نمونه

she has a fervid passion for painting.

او اشتیاق شدید برای نقاشی دارد.

the crowd showed fervid enthusiasm during the concert.

تماشاگران در طول کنسرت، شور و شوق شدیدی نشان دادند.

his fervid speech inspired everyone in the room.

سخنرانی پرشور او الهام بخش همه افراد حاضر در اتاق شد.

they shared a fervid love for adventure.

آنها عشق شدید به ماجراجویی داشتند.

her fervid dedication to her work is admirable.

تعهد شدید او به کار قابل تحسین است.

he wrote a fervid letter to express his feelings.

او نامه ای پرشور برای بیان احساسات خود نوشت.

the fervid debates on climate change continue.

بحث های شدید در مورد تغییرات آب و هوا ادامه دارد.

her fervid support for the team was evident.

حمایت شدید او از تیم آشکار بود.

they engaged in a fervid discussion about politics.

آنها در مورد سیاست بحث های شدیدی انجام دادند.

his fervid interest in science led him to a successful career.

علاقه شدید او به علم باعث شد که به یک شغل موفق دست یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید