fhas

[ایالات متحده]/ef eɪtʃ eɪ es/
[بریتانیا]/ef eɪtʃ eɪ es/

ترجمه

abbr. عضو جامعه نواحی مرتفع و کشاورزی؛ عضو یک سازمان کشاورزی اسکاتلندی.

عبارات و ترکیب‌ها

fhas seen

فهای دیده شده

fhas been

فهای بوده است

fhas not

فهای نکرده

fhas gone

فهای رفته است

fhas left

فهای رها کرده است

fhas done

فهای انجام داده است

fhas taken

فهای گرفته است

fhas come

فهای آمده است

fhas made

فهای ساخته است

جملات نمونه

she has a beautiful garden behind her house.

او یک باغ زیبایی پشت خانه‌اش دارد.

the company has announced record profits this quarter.

شرکت در این فصل سودهای رکوردی را اعلام کرده است.

he has always had a passion for classical music.

او همیشه عاشق موسیقی کلاسیک بوده است.

the restaurant has excellent reviews from customers.

این رستوران توسط مشتریان نقد و بررسی‌های بسیار خوبی دارد.

our team has made significant progress on the project.

تیم ما در پروژه پیشرفت‌های معنی‌داری داشته است.

the city has experienced rapid growth over the past decade.

این شهر در طول ده سال گذشته رشد سریعی داشته است.

she has developed strong leadership skills over the years.

او در طول سال‌ها مهارت‌های رهبری قوی توسعه داده است.

the government has implemented new policies to help small businesses.

دولت سیاست‌های جدیدی را برای کمک به کسب و کارهای کوچک اجرا کرده است.

he has maintained a healthy lifestyle through regular exercise.

او با ورزش منظم سبک زندگی سالمی را حفظ کرده است.

the school has established partnerships with local universities.

مدرسه با دانشگاه‌های محلی شراکت‌هایی برقرار کرده است.

she has demonstrated exceptional talent in mathematics.

او مهارت‌های بسیار خاصی در ریاضیات نشان داده است.

the organization has provided support to thousands of families.

این سازمان به هزاران خانواده کمک کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید