filer

[ایالات متحده]/ˈfaɪlə/
[بریتانیا]/ˈfaɪlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که اسناد یا مواد را ارائه می‌دهد؛ ابزاری برای صاف کردن یا شکل دادن به مواد؛ برنامه کامپیوتری برای مدیریت فایل‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

tax filer

پرداخت‌کننده مالیات

paper filer

کسی که با کاغذ ثبت‌نام می‌کند

form filer

کسی که فرم ثبت‌نام می‌کند

document filer

کسی که با مدارک ثبت‌نام می‌کند

electronic filer

کسی که به صورت الکترونیکی ثبت‌نام می‌کند

joint filer

ثبت‌نام مشترک

individual filer

ثبت‌نام فردی

business filer

ثبت‌نام تجاری

late filer

ثبت‌نام دیرهنگام

first-time filer

ثبت‌نام برای اولین بار

جملات نمونه

she used a filer to smooth the edges of the wood.

او از یک فایل برای صاف کردن لبه‌های چوب استفاده کرد.

the filer helped organize all the documents neatly.

فایلر به سازماندهی مرتب اسناد کمک کرد.

he decided to use a filer for his nail care routine.

او تصمیم گرفت از یک فایل برای روتین مراقبت از ناخن خود استفاده کند.

make sure to keep the filer in a safe place.

مطمئن شوید فایل را در یک مکان امن نگهداری کنید.

the graphic designer used a filer to enhance the images.

طراح گرافیک از یک فایل برای بهبود تصاویر استفاده کرد.

she always carries a filer in her makeup bag.

او همیشه یک فایل در کیف آرایش خود حمل می کند.

the filer is essential for maintaining a clean workspace.

فایل برای حفظ یک فضای کاری تمیز ضروری است.

using a filer can help achieve a professional finish.

استفاده از فایل می تواند به دستیابی به یک نتیجه حرفه ای کمک کند.

he added a filer to his email to sort incoming messages.

او یک فایل به ایمیل خود اضافه کرد تا پیام های دریافتی را مرتب کند.

don't forget to replace the filer when it gets dirty.

فراموش نکنید که وقتی کثیف شد فایل را تعویض کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید