finalizable

[ایالات متحده]/ˈfaɪnəlaɪzəbl/
[بریتانیا]/ˈfaɪnəlaɪzəbl/

ترجمه

adj. قابل نهایی شدن، خاتمه یا نتیجه‌گیری؛ توانایی به پایان رساندن.

عبارات و ترکیب‌ها

is finalizable

قطعی‌پذیر است

not finalizable

قطعی‌پذیر نیست

more finalizable

بیشتر قطعی‌پذیر

most finalizable

بیشترین قطعی‌پذیر

finalizable document

سند قطعی‌پذیر

finalizable agreement

توافق قطعی‌پذیر

finalizable contract

قرارداد قطعی‌پذیر

finalizable plan

برنامه قطعی‌پذیر

currently finalizable

در حال حاضر قطعی‌پذیر

always finalizable

همیشه قطعی‌پذیر

جملات نمونه

the contract is now finalizable after all parties have agreed to the terms.

قرارداد اکنون قابل نهایی‌سازی است پس از اینکه همه طرفین با شرایط موافقت کردند.

our team has developed a finalizable framework for the new project.

تیم ما یک چارچوب قابل نهایی‌سازی برای پروژه جدید توسعه داده است.

the software design appears to be finalizable once the testing phase completes.

به نظر می‌رسد طراحی نرم‌افزار پس از اتمام مرحله آزمایش قابل نهایی‌سازی است.

they presented a finalizable proposal that addresses all stakeholder concerns.

آنها یک پیشنهاد قابل نهایی‌سازی ارائه کردند که به نگرانی‌های همه ذینفعان رسیدگی می‌کند.

the financial model became finalizable following the quarterly review.

مدل مالی پس از بررسی سه ماهه به حالت قابل نهایی‌سازی رسید.

we need a finalizable strategy before entering the next phase of development.

ما به یک استراتژی قابل نهایی‌سازی قبل از ورود به مرحله بعدی توسعه نیاز داریم.

the legal team confirmed that the agreement is finalizable and ready for signatures.

تیم حقوقی تأیید کرد که توافق‌نامه قابل نهایی‌سازی و آماده امضا است.

this version of the code is finalizable and ready for deployment to production.

این نسخه از کد قابل نهایی‌سازی و آماده استقرار در محیط تولید است.

the architectural blueprint is now in a finalizable state.

طرح معماری اکنون در حالت قابل نهایی‌سازی قرار دارد.

our marketing plan is nearly finalizable, awaiting only budget approval.

برنامه بازاریابی ما تقریباً قابل نهایی‌سازی است و فقط منتظر تایید بودجه است.

the merger agreement reached a finalizable stage after months of negotiations.

توافق ادغام پس از ماه‌ها مذاکره به مرحله قابل نهایی‌سازی رسید.

the database schema is finalizable once the index optimization is complete.

طرح‌واره پایگاه داده پس از اتمام بهینه‌سازی شاخص قابل نهایی‌سازی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید