finishable project
پروژه قابل انجام
is finishable
قابل انجام است
finishable task
وظیفه قابل انجام
feels finishable
احساس می شود قابل انجام است
highly finishable
بسیار قابل انجام
relatively finishable
نسبتاً قابل انجام
becoming finishable
در حال تبدیل شدن به قابل انجام
easily finishable
به راحتی قابل انجام
quite finishable
تا حدودی قابل انجام
seem finishable
به نظر قابل انجام می رسد
the project seemed finishable within the week, despite initial doubts.
این پروژه با وجود ترددهای اولیه، به نظر میرسید که در طول هفته قابل اتمام باشد.
is this task even finishable with the current resources?
آیا این کار با توجه به منابع فعلی اصلاً قابل انجام است؟
the report is largely finishable, just needs a final review.
گزارش تا حد زیادی قابل اتمام است، فقط به یک بررسی نهایی نیاز دارد.
we need to assess if the goal is realistically finishable.
ما باید ارزیابی کنیم که آیا دستیابی به هدف واقعاً قابل دستیابی است.
the coding challenge appeared finishable for experienced programmers.
چالش کدنویسی برای برنامه نویسان با تجربه قابل انجام به نظر می رسید.
it's a long process, but ultimately finishable with dedication.
این یک فرآیند طولانی است، اما در نهایت با تعهد قابل انجام است.
the construction phase is largely finishable by next month.
فاز ساخت و ساز تا ماه آینده تا حد زیادی قابل اتمام است.
the design was deemed finishable, but required some adjustments.
طرح به عنوان قابل انجام ارزیابی شد، اما به برخی تنظیمات نیاز داشت.
the training program is designed to be highly finishable.
برنامه آموزشی به گونه ای طراحی شده است که بسیار قابل اتمام باشد.
the data analysis portion is largely finishable by friday.
بخش تجزیه و تحلیل داده ها تا جمعه تا حد زیادی قابل اتمام است.
the research paper felt finishable after several weeks of work.
پس از چند هفته کار، مقاله تحقیقاتی قابل اتمام به نظر می رسید.
finishable project
پروژه قابل انجام
is finishable
قابل انجام است
finishable task
وظیفه قابل انجام
feels finishable
احساس می شود قابل انجام است
highly finishable
بسیار قابل انجام
relatively finishable
نسبتاً قابل انجام
becoming finishable
در حال تبدیل شدن به قابل انجام
easily finishable
به راحتی قابل انجام
quite finishable
تا حدودی قابل انجام
seem finishable
به نظر قابل انجام می رسد
the project seemed finishable within the week, despite initial doubts.
این پروژه با وجود ترددهای اولیه، به نظر میرسید که در طول هفته قابل اتمام باشد.
is this task even finishable with the current resources?
آیا این کار با توجه به منابع فعلی اصلاً قابل انجام است؟
the report is largely finishable, just needs a final review.
گزارش تا حد زیادی قابل اتمام است، فقط به یک بررسی نهایی نیاز دارد.
we need to assess if the goal is realistically finishable.
ما باید ارزیابی کنیم که آیا دستیابی به هدف واقعاً قابل دستیابی است.
the coding challenge appeared finishable for experienced programmers.
چالش کدنویسی برای برنامه نویسان با تجربه قابل انجام به نظر می رسید.
it's a long process, but ultimately finishable with dedication.
این یک فرآیند طولانی است، اما در نهایت با تعهد قابل انجام است.
the construction phase is largely finishable by next month.
فاز ساخت و ساز تا ماه آینده تا حد زیادی قابل اتمام است.
the design was deemed finishable, but required some adjustments.
طرح به عنوان قابل انجام ارزیابی شد، اما به برخی تنظیمات نیاز داشت.
the training program is designed to be highly finishable.
برنامه آموزشی به گونه ای طراحی شده است که بسیار قابل اتمام باشد.
the data analysis portion is largely finishable by friday.
بخش تجزیه و تحلیل داده ها تا جمعه تا حد زیادی قابل اتمام است.
the research paper felt finishable after several weeks of work.
پس از چند هفته کار، مقاله تحقیقاتی قابل اتمام به نظر می رسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید