finitenesses

[ایالات متحده]/ˈfaɪnɪtnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈfaɪnɪtnəsɪz/

ترجمه

n. ویژگی محدود بودن؛ داشتن محدودیت‌ها یا حدود

عبارات و ترکیب‌ها

the finitenesses

محدودیت‌ها

finitenesses of existence

محدودیت‌های وجود

finitenesses in nature

محدودیت‌های موجود در طبیعت

various finitenesses

محدودیت‌های مختلف

finitenesses of thought

محدودیت‌های تفکر

finitenesses of time

محدودیت‌های زمان

finitenesses of space

محدودیت‌های فضا

finitenesses in mathematics

محدودیت‌های ریاضیات

finitenesses of resources

محدودیت‌های منابع

finitenesses of life

محدودیت‌های زندگی

جملات نمونه

in mathematics, we often deal with the finitenesses of sets.

در ریاضیات، ما اغلب با محدودیت‌های مجموعه‌ها سر و کار داریم.

the finitenesses of resources can limit our projects.

محدودیت منابع می‌تواند پروژه‌های ما را محدود کند.

understanding the finitenesses of time is crucial for planning.

درک محدودیت‌های زمان برای برنامه‌ریزی بسیار مهم است.

finitenesses in nature often lead to unexpected discoveries.

محدودیت‌ها در طبیعت اغلب منجر به کشف‌های غیرمنتظره می‌شود.

the concept of finitenesses helps in defining boundaries.

مفهوم محدودیت‌ها به تعریف مرزها کمک می‌کند.

finitenesses in human capabilities remind us of our limitations.

محدودیت‌های توانایی‌های انسانی ما را از محدودیت‌هایمان آگاه می‌کند.

when studying ecosystems, we must consider their finitenesses.

هنگام مطالعه اکوسیستم‌ها، باید محدودیت‌های آن‌ها را در نظر بگیریم.

the finitenesses of energy sources drive innovation in technology.

محدودیت منابع انرژی، نوآوری در فناوری را تقویت می‌کند.

we must acknowledge the finitenesses of our environment.

ما باید محدودیت‌های محیط زیست خود را بپذیریم.

finitenesses in language can affect communication effectiveness.

محدودیت‌ها در زبان می‌تواند بر اثربخشی ارتباط تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید