fino

[ایالات متحده]/ˈfiːnəʊ/
[بریتانیا]/ˈfiːnoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی شراب شری خشک، که معمولاً رنگی کمرنگ دارد؛ شراب شری خشک کمرنگ

عبارات و ترکیب‌ها

fino wine

شراب فینو

fino sherry

شرری فینو

fino style

سبک فینو

fino cheese

پنیر فینو

fino fish

ماهی فینو

fino olive

زیتون فینو

fino bread

نان فینو

fino sauce

سس فینو

fino flavor

طعم فینو

fino dessert

دسر فینو

جملات نمونه

he has a fino taste in wine.

او ذائقه ای خوب در مورد شراب دارد.

she wore a fino dress to the party.

او یک لباس fino به مهمانی پوشید.

they serve a fino brandy at that bar.

آنها یک brandy fino در آن بار سرو می کنند.

his fino style is admired by many.

سبک fino او مورد تحسین بسیاری قرار دارد.

she has a fino approach to cooking.

او یک رویکرد fino به آشپزی دارد.

we need a fino solution to this problem.

ما به یک راه حل fino برای این مشکل نیاز داریم.

he appreciates the fino details in art.

او جزئیات fino در هنر را ارزیابی می کند.

her fino craftsmanship is evident in her work.

مهارت fino او در کارش آشکار است.

the restaurant offers a fino dining experience.

رستوران یک تجربه غذا خوردن fino ارائه می دهد.

he prefers fino fabrics for his suits.

او پارچه های fino را برای لباس هایش ترجیح می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید