fireballs attack
حمله آتشین
fireballs flying
آتشین در حال پرواز
fireballs raining
بارش آتشین
fireballs explode
آتشین منفجر می شود
fireballs spell
طلسم آتشین
fireballs summon
احضار آتشین
fireballs collide
آتشین برخورد می کند
fireballs burst
آتشین فوران می کند
fireballs dance
رقص آتشین
fireballs whirl
آتشین می چرخد
fireballs erupted from the volcano.
گلولههای آتش از دهانه کوه آتشفشانی فوران کردند.
the wizard conjured fireballs during the battle.
جادوگر در طول نبرد گلولههای آتش را احضار کرد.
children love to watch fireballs in the sky.
بچهها عاشق تماشای گلولههای آتش در آسمان هستند.
we saw fireballs streaking across the night.
ما گلولههای آتش را در سراسر شب دیدیم.
he threw fireballs at his enemies.
او گلولههای آتش را به سمت دشمنانش پرتاب کرد.
the game features fireballs as a special attack.
در بازی، گلولههای آتش به عنوان یک حمله ویژه وجود دارد.
fireballs can be dangerous if not controlled.
اگر کنترل نشوند، گلولههای آتش میتوانند خطرناک باشند.
they performed a show with fireballs and pyrotechnics.
آنها یک نمایش با گلولههای آتش و آتشبازی اجرا کردند.
the fireballs lit up the dark cave.
گلولههای آتش غار تاریک را روشن کردند.
she learned to create fireballs in her magic class.
او یاد گرفت که در کلاس جادوی خود گلولههای آتش ایجاد کند.
fireballs attack
حمله آتشین
fireballs flying
آتشین در حال پرواز
fireballs raining
بارش آتشین
fireballs explode
آتشین منفجر می شود
fireballs spell
طلسم آتشین
fireballs summon
احضار آتشین
fireballs collide
آتشین برخورد می کند
fireballs burst
آتشین فوران می کند
fireballs dance
رقص آتشین
fireballs whirl
آتشین می چرخد
fireballs erupted from the volcano.
گلولههای آتش از دهانه کوه آتشفشانی فوران کردند.
the wizard conjured fireballs during the battle.
جادوگر در طول نبرد گلولههای آتش را احضار کرد.
children love to watch fireballs in the sky.
بچهها عاشق تماشای گلولههای آتش در آسمان هستند.
we saw fireballs streaking across the night.
ما گلولههای آتش را در سراسر شب دیدیم.
he threw fireballs at his enemies.
او گلولههای آتش را به سمت دشمنانش پرتاب کرد.
the game features fireballs as a special attack.
در بازی، گلولههای آتش به عنوان یک حمله ویژه وجود دارد.
fireballs can be dangerous if not controlled.
اگر کنترل نشوند، گلولههای آتش میتوانند خطرناک باشند.
they performed a show with fireballs and pyrotechnics.
آنها یک نمایش با گلولههای آتش و آتشبازی اجرا کردند.
the fireballs lit up the dark cave.
گلولههای آتش غار تاریک را روشن کردند.
she learned to create fireballs in her magic class.
او یاد گرفت که در کلاس جادوی خود گلولههای آتش ایجاد کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید