fireballs

[ایالات متحده]/ˈfaɪəbɔːlz/
[بریتانیا]/ˈfaɪərbɔlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع آتش‌کُره; شهاب‌سنگ بزرگ; بمب آتش‌زا قدیمی; جمع آتش‌کُره; شهاب‌سنگ‌های بزرگ; بمب‌های آتش‌زا قدیمی; جمع آتش‌کُره; شهاب‌سنگ‌های بزرگ; بمب آتش‌زا قدیمی; جمع آتش‌کُره; شهاب‌سنگ‌های بزرگ; بمب‌های آتش‌زا قدیمی

عبارات و ترکیب‌ها

fireballs attack

حمله آتشین

fireballs flying

آتشین در حال پرواز

fireballs raining

بارش آتشین

fireballs explode

آتشین منفجر می شود

fireballs spell

طلسم آتشین

fireballs summon

احضار آتشین

fireballs collide

آتشین برخورد می کند

fireballs burst

آتشین فوران می کند

fireballs dance

رقص آتشین

fireballs whirl

آتشین می چرخد

جملات نمونه

fireballs erupted from the volcano.

گلوله‌های آتش از دهانه کوه آتشفشانی فوران کردند.

the wizard conjured fireballs during the battle.

جادوگر در طول نبرد گلوله‌های آتش را احضار کرد.

children love to watch fireballs in the sky.

بچه‌ها عاشق تماشای گلوله‌های آتش در آسمان هستند.

we saw fireballs streaking across the night.

ما گلوله‌های آتش را در سراسر شب دیدیم.

he threw fireballs at his enemies.

او گلوله‌های آتش را به سمت دشمنانش پرتاب کرد.

the game features fireballs as a special attack.

در بازی، گلوله‌های آتش به عنوان یک حمله ویژه وجود دارد.

fireballs can be dangerous if not controlled.

اگر کنترل نشوند، گلوله‌های آتش می‌توانند خطرناک باشند.

they performed a show with fireballs and pyrotechnics.

آنها یک نمایش با گلوله‌های آتش و آتش‌بازی اجرا کردند.

the fireballs lit up the dark cave.

گلوله‌های آتش غار تاریک را روشن کردند.

she learned to create fireballs in her magic class.

او یاد گرفت که در کلاس جادوی خود گلوله‌های آتش ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید