first-place winner
برنده جایگاه اول
first-place finish
رسیدن به جایگاه اول
first-place prize
جایزه جایگاه اول
first-place team
تیم جایگاه اول
first-place ribbon
جوایز جایگاه اول
she secured first-place in the national swimming competition.
او مقام اول را در مسابقات ملی شنا بدست آورد.
our team’s goal is to finish in first-place this season.
هدف تیم ما این است که در این فصل در رتبه اول قرار بگیریم.
he maintained first-place throughout the entire race.
او در طول کل مسابقه مقام اول را حفظ کرد.
winning first-place requires dedication and hard work.
برنده شدن مقام اول نیاز به تعهد و تلاش دارد.
the candidate hoped to win first-place in the election.
نامزد امیدوار بود در انتخابات مقام اول را کسب کند.
she celebrated her first-place victory with her family.
او پیروزی خود در مقام اول را با خانوادهاش جشن گرفت.
the judges awarded first-place to the most deserving contestant.
داوران مقام اول را به شایسته ترین شرکت کننده اهدا کردند.
he was thrilled to achieve first-place in the photography contest.
او از کسب مقام اول در مسابقه عکاسی بسیار هیجان زده بود.
securing first-place is a testament to their training.
کسب مقام اول نشان دهنده آموزش آنها است.
the company aims for first-place in market share.
شرکت برای سهم بازار به دنبال مقام اول است.
she felt a surge of pride after taking first-place.
او پس از کسب مقام اول احساس غرور کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید