flawing

[ایالات متحده]/flɔːɪŋ/
[بریتانیا]/flɔːɪŋ/

ترجمه

v. عمل ایجاد نقص یا ایراد

عبارات و ترکیب‌ها

flawing process

فرآیند نقص

flawing analysis

تجزیه و تحلیل نقص

flawing method

روش نقص

flawing detection

تشخیص نقص

flawing assessment

ارزیابی نقص

flawing criteria

معیارهای نقص

flawing report

گزارش نقص

flawing techniques

تکنیک‌های نقص

flawing identification

شناسایی نقص

flawing prevention

جلوگیری از نقص

جملات نمونه

flawing the design can lead to significant issues.

اشکال‌دار کردن طراحی می‌تواند منجر به مشکلات قابل توجهی شود.

flawing the analysis can result in incorrect conclusions.

اشکال‌دار کردن تحلیل می‌تواند منجر به نتیجه‌گیری‌های نادرست شود.

he is flawing the project with his mistakes.

او با اشتباهاتش پروژه را دچار مشکل می‌کند.

flawing the argument weakens its overall impact.

اشکال‌دار کردن استدلال، تأثیر کلی آن را تضعیف می‌کند.

flawing the software can cause system failures.

اشکال‌دار کردن نرم‌افزار می‌تواند منجر به خرابی سیستم شود.

she is flawing the report with incomplete data.

او با داده‌های ناقص گزارش را دچار مشکل می‌کند.

flawing the strategy could jeopardize the entire plan.

اشکال‌دار کردن استراتژی می‌تواند کل طرح را به خطر اندازد.

flawing the execution of the plan is unacceptable.

اجرای معیوب طرح غیرقابل قبول است.

flawing the testing process can lead to faulty products.

اشکال‌دار کردن فرآیند تست می‌تواند منجر به تولید محصولات معیوب شود.

flawing the presentation could confuse the audience.

ارائه معیوب می‌تواند مخاطبان را گیج کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید