flense

[ایالات متحده]/flɛnz/
[بریتانیا]/flɛnz/

ترجمه

v. چربی را از نهنگ یا فوک جدا کردن؛ پوست را از یک حیوان برداشتن
Word Forms
قسمت سوم فعلflensed
زمان گذشتهflensed
صفت یا فعل حال استمراریflensing
شکل سوم شخص مفردflenses

عبارات و ترکیب‌ها

flense a whale

فلنس کردن یک نهنگ

flense the fish

فلنس کردن ماهی

flense the seal

فلنس کردن فوک

flense off fat

فلنس کردن چربی

flense the hide

فلنس کردن پوست

flense the carcass

فلنس کردن جسد

flense the blubber

فلنس کردن چربی نهنگ

flense the meat

فلنس کردن گوشت

flense for bait

فلنس کردن برای طعمه

flense with skill

فلنس کردن با مهارت

جملات نمونه

to flense the whale, the crew used sharp knives.

برای پوست کندن نهنگ، خدمه از چاقوهای تیز استفاده کردند.

it is difficult to flense a fish without proper tools.

بدون ابزار مناسب، پوست کندن ماهی دشوار است.

they learned how to flense the seal effectively.

آنها یاد گرفتند چگونه فک را به طور موثر پوست کند.

flensing is an essential skill for whalers.

پوست کندن یک مهارت ضروری برای صیادان نهنگ است.

after they flensed the shark, they used every part of it.

بعد از اینکه کوسه را پوست کندند، از همه قسمت های آن استفاده کردند.

he was taught how to flense properly during his training.

در طول آموزش، به او یاد دادند که چگونه به درستی پوست کند.

the process to flense a whale takes a lot of time.

فرآیند پوست کندن یک نهنگ زمان زیادی می برد.

flensing requires precision and care to avoid waste.

پوست کندن نیاز به دقت و مراقبت برای جلوگیری از اتلاف دارد.

they practiced how to flense on a model before working on real animals.

آنها قبل از کار روی حیوانات واقعی، نحوه پوست کندن را روی یک مدل تمرین کردند.

flensing techniques have evolved over the years.

تکنیک های پوست کندن در طول سال ها تکامل یافته اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید