flense a whale
فلنس کردن یک نهنگ
flense the fish
فلنس کردن ماهی
flense the seal
فلنس کردن فوک
flense off fat
فلنس کردن چربی
flense the hide
فلنس کردن پوست
flense the carcass
فلنس کردن جسد
flense the blubber
فلنس کردن چربی نهنگ
flense the meat
فلنس کردن گوشت
flense for bait
فلنس کردن برای طعمه
flense with skill
فلنس کردن با مهارت
to flense the whale, the crew used sharp knives.
برای پوست کندن نهنگ، خدمه از چاقوهای تیز استفاده کردند.
it is difficult to flense a fish without proper tools.
بدون ابزار مناسب، پوست کندن ماهی دشوار است.
they learned how to flense the seal effectively.
آنها یاد گرفتند چگونه فک را به طور موثر پوست کند.
flensing is an essential skill for whalers.
پوست کندن یک مهارت ضروری برای صیادان نهنگ است.
after they flensed the shark, they used every part of it.
بعد از اینکه کوسه را پوست کندند، از همه قسمت های آن استفاده کردند.
he was taught how to flense properly during his training.
در طول آموزش، به او یاد دادند که چگونه به درستی پوست کند.
the process to flense a whale takes a lot of time.
فرآیند پوست کندن یک نهنگ زمان زیادی می برد.
flensing requires precision and care to avoid waste.
پوست کندن نیاز به دقت و مراقبت برای جلوگیری از اتلاف دارد.
they practiced how to flense on a model before working on real animals.
آنها قبل از کار روی حیوانات واقعی، نحوه پوست کندن را روی یک مدل تمرین کردند.
flensing techniques have evolved over the years.
تکنیک های پوست کندن در طول سال ها تکامل یافته اند.
flense a whale
فلنس کردن یک نهنگ
flense the fish
فلنس کردن ماهی
flense the seal
فلنس کردن فوک
flense off fat
فلنس کردن چربی
flense the hide
فلنس کردن پوست
flense the carcass
فلنس کردن جسد
flense the blubber
فلنس کردن چربی نهنگ
flense the meat
فلنس کردن گوشت
flense for bait
فلنس کردن برای طعمه
flense with skill
فلنس کردن با مهارت
to flense the whale, the crew used sharp knives.
برای پوست کندن نهنگ، خدمه از چاقوهای تیز استفاده کردند.
it is difficult to flense a fish without proper tools.
بدون ابزار مناسب، پوست کندن ماهی دشوار است.
they learned how to flense the seal effectively.
آنها یاد گرفتند چگونه فک را به طور موثر پوست کند.
flensing is an essential skill for whalers.
پوست کندن یک مهارت ضروری برای صیادان نهنگ است.
after they flensed the shark, they used every part of it.
بعد از اینکه کوسه را پوست کندند، از همه قسمت های آن استفاده کردند.
he was taught how to flense properly during his training.
در طول آموزش، به او یاد دادند که چگونه به درستی پوست کند.
the process to flense a whale takes a lot of time.
فرآیند پوست کندن یک نهنگ زمان زیادی می برد.
flensing requires precision and care to avoid waste.
پوست کندن نیاز به دقت و مراقبت برای جلوگیری از اتلاف دارد.
they practiced how to flense on a model before working on real animals.
آنها قبل از کار روی حیوانات واقعی، نحوه پوست کندن را روی یک مدل تمرین کردند.
flensing techniques have evolved over the years.
تکنیک های پوست کندن در طول سال ها تکامل یافته اند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید