flopped

[ایالات متحده]/flɒpt/
[بریتانیا]/flɑpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (از یک کتاب، نمایش و غیره) کاملاً شکست خوردن؛ ناگهان نشستن (به دلیل خستگی)؛ به طرز awkward یا شل حرکت کردن یا افتادن؛ به شدت سقوط کردن

عبارات و ترکیب‌ها

flopped badly

به شدت شکست خورد

flopped completely

کاملاً شکست خورد

flopped hard

سخت شکست خورد

flopped miserably

به طرز غم انگیزی شکست خورد

flopped unexpectedly

به طور غیرمنتظره شکست خورد

flopped flat

به شدت افت کرد

flopped in theaters

در سینماها شکست خورد

flopped at launch

در زمان عرضه شکست خورد

flopped on arrival

با ورود شکست خورد

flopped with audiences

با مخاطبان شکست خورد

جملات نمونه

the movie flopped at the box office.

فیلم در گیشه شکست خورد.

his last album flopped, disappointing many fans.

آخرین آلبوم او با شکست مواجه شد و بسیاری از طرفداران را ناامید کرد.

the product launch flopped due to poor marketing.

راه‌اندازی محصول به دلیل بازاریابی ضعیف شکست خورد.

many critics said the play flopped on opening night.

بسیاری از منتقدان گفتند که نمایش در شب افتتاحیه شکست خورد.

after the flopped campaign, they reassessed their strategy.

پس از شکست کمپین، آنها استراتژی خود را دوباره ارزیابی کردند.

the new restaurant flopped within a few months.

رستوران جدید در عرض چند ماه شکست خورد.

his attempt to start a tech company flopped.

تلاش او برای شروع یک شرکت فناوری با شکست مواجه شد.

the fashion line flopped, failing to attract buyers.

خط مد با شکست مواجه شد و نتوانست خریدار جذب کند.

despite the hype, the event flopped.

با وجود هیاهو، رویداد شکست خورد.

she felt embarrassed when her presentation flopped.

وقتی ارائه او شکست خورد، او شرمنده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید