florescence

[ایالات متحده]/flɔːˈrɛsəns/
[بریتانیا]/flɔˈrɛsəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره یا فرآیند شکوفایی؛ وضعیت در حالت شکوفایی؛ مرحله شکوفایی در گیاهان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

flowering florescence

شکوفه‌دهی و گلدهی

early florescence

گلدهی زودرس

peak florescence

گلدهی اوج

seasonal florescence

گلدهی فصلی

abundant florescence

گلدهی فراوان

delayed florescence

گلدهی تاخیری

vibrant florescence

گلدهی پر جنب و جوش

mass florescence

گلدهی گسترده

prolonged florescence

گلدهی طولانی مدت

synchronized florescence

گلدهی هماهنگ

جملات نمونه

the florescence of the cherry blossoms attracts many tourists each spring.

شکوفه های گیلاس هر سال بهار بسیاری از گردشگران را جذب می کند.

during the florescence of the garden, the colors are simply breathtaking.

در طول شکوفه شدن باغ، رنگ ها واقعاً نفس گیر هستند.

the florescence of ideas in the meeting led to innovative solutions.

شکوفه ایده ها در جلسه منجر به راه حل های نوآورانه شد.

she documented the florescence of the plants in her research.

او شکوفه گیاهان را در تحقیقات خود مستند کرد.

the florescence of the art scene in the city has been impressive.

شکوفه صحنه هنری در شهر چشمگیر بوده است.

we witnessed the florescence of new technologies at the conference.

ما شاهد شکوفه فناوری های جدید در کنفرانس بودیم.

the florescence of creativity in the workshop inspired everyone.

شکوفه خلاقیت در کارگاه الهام بخش همه بود.

his painting captures the florescence of nature beautifully.

نقاشی او به زیبایی شکوفه طبیعت را به تصویر می کشد.

the florescence of the festival brought joy to the community.

شکوفه جشنواره شادی را برای جامعه به ارمغان آورد.

she felt a sense of florescence in her career after the promotion.

او پس از ارتقا احساس شکوفه در شغل خود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید