followership

[ایالات متحده]/ˈfɒləʊəʃɪp/
[بریتانیا]/ˈfɑloʊərʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفیت یا تمایل به پیروی از یک رهبر

عبارات و ترکیب‌ها

active followership

همکاری فعال

effective followership

همکاری مؤثر

critical followership

همکاری انتقادی

positive followership

همکاری مثبت

strategic followership

همکاری استراتژیک

responsible followership

همکاری مسئولانه

collaborative followership

همکاری مشارکتی

transformational followership

همکاری تحول‌آفرین

dynamic followership

همکاری پویایی

supportive followership

همکاری پشتیبانی‌کننده

جملات نمونه

effective leadership requires strong followership.

رهبری مؤثر نیازمند پیروی قوی است.

followership is essential for team success.

پیروی برای موفقیت تیم ضروری است.

good followership can enhance organizational performance.

پیروی خوب می‌تواند عملکرد سازمانی را بهبود بخشد.

training programs often focus on developing followership skills.

برنامه‌های آموزشی اغلب بر توسعه مهارت‌های پیروی تمرکز می‌کنند.

followership involves active participation and support.

پیروی شامل مشارکت و حمایت فعال است.

understanding followership dynamics can improve leadership strategies.

درک پویایی‌های پیروی می‌تواند استراتژی‌های رهبری را بهبود بخشد.

followership is as important as leadership in any organization.

پیروی به اندازه رهبری در هر سازمانی مهم است.

developing followership can lead to better outcomes.

توسعه پیروی می‌تواند منجر به نتایج بهتر شود.

effective communication fosters strong followership.

ارتباط موثر، پیروی قوی را تقویت می‌کند.

leaders must recognize the value of good followership.

رهبران باید ارزش پیروی خوب را تشخیص دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید