forecastable weather
هوا قابل پیشبینی
being forecastable
در حال پیشبینی شدن
forecastable trends
روندهای قابل پیشبینی
highly forecastable
بسیار قابل پیشبینی
forecastable outcomes
نتایج قابل پیشبینی
is forecastable
قابل پیشبینی است
forecastable period
دوره قابل پیشبینی
was forecastable
قابل پیشبینی بود
the weather patterns were surprisingly forecastable this week.
الگوهای آب و هوا این هفته به طرز شگفت انگیزی قابل پیش بینی بودند.
demand for our product is becoming increasingly forecastable with data analytics.
تقاضا برای محصول ما با تحلیل داده ها به طور فزاینده ای قابل پیش بینی می شود.
it's difficult to create a truly forecastable stock market model.
ایجاد یک مدل بازار سهام واقعا قابل پیش بینی دشوار است.
the project's timeline was initially not forecastable, but we refined our estimates.
جدول زمانی پروژه در ابتدا قابل پیش بینی نبود، اما ما برآورد خود را اصلاح کردیم.
with historical data, sales trends are more forecastable.
با داده های تاریخی، روند فروش بیشتر قابل پیش بینی است.
the impact of the new policy was not entirely forecastable.
اثر سیاست جدید کاملا قابل پیش بینی نبود.
we used machine learning to improve the forecastable range of customer behavior.
ما از یادگیری ماشین برای بهبود دامنه قابل پیش بینی رفتار مشتری استفاده کردیم.
the river's flood levels are becoming more forecastable thanks to new sensors.
سطح آب سیل رودخانه به لطف سنسورهای جدید بیشتر قابل پیش بینی می شود.
while not perfectly forecastable, we can estimate future energy consumption.
در حالی که به طور کامل قابل پیش بینی نیست، می توانیم مصرف انرژی آینده را تخمین بزنیم.
the system aims to provide more forecastable insights into customer churn.
هدف این سیستم ارائه بینش های قابل پیش بینی تر در مورد ریزش مشتری است.
the long-term effects of climate change are still not entirely forecastable.
اثرات بلند مدت تغییرات آب و هوایی هنوز کاملا قابل پیش بینی نیستند.
forecastable weather
هوا قابل پیشبینی
being forecastable
در حال پیشبینی شدن
forecastable trends
روندهای قابل پیشبینی
highly forecastable
بسیار قابل پیشبینی
forecastable outcomes
نتایج قابل پیشبینی
is forecastable
قابل پیشبینی است
forecastable period
دوره قابل پیشبینی
was forecastable
قابل پیشبینی بود
the weather patterns were surprisingly forecastable this week.
الگوهای آب و هوا این هفته به طرز شگفت انگیزی قابل پیش بینی بودند.
demand for our product is becoming increasingly forecastable with data analytics.
تقاضا برای محصول ما با تحلیل داده ها به طور فزاینده ای قابل پیش بینی می شود.
it's difficult to create a truly forecastable stock market model.
ایجاد یک مدل بازار سهام واقعا قابل پیش بینی دشوار است.
the project's timeline was initially not forecastable, but we refined our estimates.
جدول زمانی پروژه در ابتدا قابل پیش بینی نبود، اما ما برآورد خود را اصلاح کردیم.
with historical data, sales trends are more forecastable.
با داده های تاریخی، روند فروش بیشتر قابل پیش بینی است.
the impact of the new policy was not entirely forecastable.
اثر سیاست جدید کاملا قابل پیش بینی نبود.
we used machine learning to improve the forecastable range of customer behavior.
ما از یادگیری ماشین برای بهبود دامنه قابل پیش بینی رفتار مشتری استفاده کردیم.
the river's flood levels are becoming more forecastable thanks to new sensors.
سطح آب سیل رودخانه به لطف سنسورهای جدید بیشتر قابل پیش بینی می شود.
while not perfectly forecastable, we can estimate future energy consumption.
در حالی که به طور کامل قابل پیش بینی نیست، می توانیم مصرف انرژی آینده را تخمین بزنیم.
the system aims to provide more forecastable insights into customer churn.
هدف این سیستم ارائه بینش های قابل پیش بینی تر در مورد ریزش مشتری است.
the long-term effects of climate change are still not entirely forecastable.
اثرات بلند مدت تغییرات آب و هوایی هنوز کاملا قابل پیش بینی نیستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید