foredecks

[ایالات متحده]/'fɔːdek/
[بریتانیا]/ˈfɔrˌdɛk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت جلوئی عرشه اصلی یک کشتی.

جملات نمونه

The sailors gathered on the foredeck to watch the sunset.

ملوانان برای تماشای غروب خورشید در جلو عرشه جمع شدند.

The crew members secured the anchor on the foredeck.

اعضای خدمه لنگر را در جلو عرشه محکم کردند.

The foredeck of the ship was spacious and offered a great view of the ocean.

جلو عرشه کشتی وسیع بود و منظره خوبی از اقیانوس ارائه می داد.

The captain stood at the foredeck, scanning the horizon for any signs of land.

کاپیتان در جلو عرشه ایستاد و افق را برای یافتن علائم خشکی جستجو کرد.

The foredeck was covered in snow, making it slippery and dangerous to walk on.

جلو عرشه پوشیده از برف بود که راه رفتن روی آن را لغزنده و خطرناک می کرد.

The crew members cleaned and polished the foredeck to keep it looking pristine.

اعضای خدمه جلو عرشه را تمیز و صیقل دادند تا نمای درخشانی داشته باشد.

The foredeck is where the lifeboats are stored for emergencies.

جلو عرشه جایی است که قایق نجات در مواقع اضطراری نگهداری می شود.

During the storm, the waves crashed against the foredeck, causing the ship to rock violently.

در طول طوفان، امواج به جلو عرشه برخورد کردند و باعث تکان شدید کشتی شدند.

The crew members raised the sails on the foredeck to catch the wind.

اعضای خدمه بادبان ها را در جلو عرشه بالا بردند تا باد را بگیرند.

Passengers often enjoy strolling on the foredeck to feel the sea breeze.

مسافران اغلب از قدم زدن در جلو عرشه برای احساس نسیم دریا لذت می برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید