foreheads

[ایالات متحده]/ˈfɔːhɛdz/
[بریتانیا]/ˈfɔrˌhɛdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع پیشانی

عبارات و ترکیب‌ها

cold foreheads

پیشانی‌های سرد

sweaty foreheads

پیشانی‌های خیس

wrinkled foreheads

پیشانی‌های چروکیده

smooth foreheads

پیشانی‌های صاف

bald foreheads

پیشانی‌های کچل

high foreheads

پیشانی‌های بلند

foreheads together

پیشانی‌ها به هم

foreheads touching

پیشانی‌ها در حال لمس کردن

foreheads kissed

پیشانی‌هایی که بوسیده شده‌اند

foreheads marked

پیشانی‌هایی که علامت‌گذاری شده‌اند

جملات نمونه

they pressed their foreheads together in a moment of intimacy.

آنها پیشانی‌های خود را در یک لحظه صمیمیت به هم فشردند.

the children laughed as they painted each other's foreheads.

کودکان در حالی که روی پیشانی‌های یکدیگر نقاشی می‌کردند، خندیدند.

foreheads glistened with sweat after the intense workout.

پس از تمرین شدید، پیشانی‌ها برق می‌زدند.

she furrowed her foreheads in concentration while solving the puzzle.

او در حالی که معما را حل می‌کرد، پیشانی‌های خود را در غلغلۀ فکر درهم کشید.

the couple shared a gentle kiss on their foreheads.

زوج در پیشانی‌های خود یک بوسه ملایم رد و بدل کردند.

he wiped the sweat from his foreheads during the game.

او در طول بازی عرق را از پیشانی‌های خود پاک کرد.

they marked their foreheads with paint for the festival.

آنها برای جشنواره پیشانی‌های خود را با رنگ علامت‌گذاری کردند.

she placed her hands on his foreheads to calm him down.

او برای آرام کردنش دست‌های خود را روی پیشانی‌هایش گذاشت.

foreheads can reveal a lot about a person's emotions.

می‌توانند نشان دهند که پیشانی‌ها می‌توانند بسیاری در مورد احساسات یک فرد نشان دهند.

they laughed and bumped their foreheads playfully.

آنها در حالی که با پیشانی‌های خود به آرامی به هم برخورد می‌کردند، خندیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید