foreknowledge advantage
مزیت آگاهی قبلی
foreknowledge effect
اثر آگاهی قبلی
foreknowledge bias
تعصب آگاهی قبلی
foreknowledge principle
اصل آگاهی قبلی
divine foreknowledge
آگاهی قبلی الهی
foreknowledge claim
ادعای آگاهی قبلی
foreknowledge theory
نظریه آگاهی قبلی
foreknowledge requirement
نیاز به آگاهی قبلی
foreknowledge context
زمینه آگاهی قبلی
foreknowledge limit
محدودیت آگاهی قبلی
his foreknowledge of the event helped him prepare in advance.
دانستن قبلی او از این رویداد به او کمک کرد تا از قبل آماده شود.
she claimed to have a special gift of foreknowledge.
او ادعا کرد که موهبت ویژهای در پیشبینی داشت.
foreknowledge can sometimes lead to better decision-making.
گاهی اوقات پیشبینی میتواند منجر به تصمیمگیری بهتر شود.
they relied on his foreknowledge to navigate the challenges.
آنها برای مقابله با چالشها به پیشبینی او تکیه کردند.
foreknowledge of market trends is crucial for investors.
دانستن قبلی روند بازار برای سرمایهگذاران بسیار مهم است.
with foreknowledge, she was able to avoid potential pitfalls.
با پیشبینی، او توانست از مشکلات احتمالی جلوگیری کند.
his foreknowledge of the weather allowed them to plan the trip.
دانستن قبلی او از هواشناسی به آنها اجازه داد تا سفر را برنامهریزی کنند.
foreknowledge is often seen as a form of wisdom.
اغلب پیشبینی به عنوان نوعی خرد تلقی میشود.
many believe that foreknowledge can change the course of events.
بسیاری معتقدند که پیشبینی میتواند روند وقایع را تغییر دهد.
he used his foreknowledge to help others in need.
او از پیشبینی خود برای کمک به دیگران در مواقع ضروری استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید