Forewarned is forearmed.
هشداری که میبینی، مسلح میشوی.
To be forewarned is to be forearmed.
هشداری که میبینی، مسلح میشوی.
he had been forewarned of a coup plot.
او از توطئه کودتا مطلع شده بود.
builds consistent food safety risk monitory and forewarn system to reconsolidate different information.
ایجاد یک سیستم نظارتی و هشدار دهنده ریسک ایمنی مواد غذایی سازگار برای تجمیع مجدد اطلاعات مختلف.
Jim says that Betty is very angry with me still. Well, forewarned is forearmed, and I’ll have to think up an excuse before I see her.
جیم میگوید که بتی هنوز خیلی از من عصبانی است. خب، پیشبینی شده است که مسلح است، و من باید قبل از دیدنش بهانهای придума کنم.
It is better to forewarn him of the consequences.
بهتر است او را از عواقب آگاه کنید.
I must forewarn you that the road ahead is dangerous.
باید به شما هشدار دهم که جاده پیش رو خطرناک است.
She tried to forewarn him about the potential risks.
او سعی کرد او را از خطرات احتمالی آگاه کند.
The weather forecast forewarned of a storm approaching.
پیشبینی هواشناسی از نزدیک شدن طوفنی خبر داد.
I will forewarn you that the meeting has been rescheduled.
به شما هشدار میدهم که جلسه به تعویق افتاده است.
He failed to forewarn his team about the changes in the project.
او نتوانست تیم خود را در مورد تغییرات در پروژه آگاه کند.
The signs forewarned of the dangers in the area.
نشانهها از خطرات موجود در منطقه خبر میدادند.
The teacher forewarned the students about the difficult exam.
معلم به دانشآموزان در مورد امتحان دشوار هشدار داد.
They were forewarned about the risks involved in the adventure.
آنها در مورد خطرات مرتبط با ماجراجویی آگاه شده بودند.
The doctor forewarned the patient of possible side effects of the medication.
پزشک بیمار را از عوارض جانبی احتمالی دارو آگاه کرد.
" Ah well, at least I'm forewarned, " Ron yawned.
" آه، خب، حداقل من از قبل خبردارم،" رون آه کشید.
منبع: Harry Potter and the Goblet of FireForewarned, those who had been using CYR3CON's services could take precautions.
افرادی که از قبل از خدمات CYR3CON استفاده میکردند میتوانستند اقدامات احتیاطی انجام دهند.
منبع: Dominance Episode 1" That is ever a risk, Khaleesi. Astapor was complacent and vulnerable. Yunkai is forewarned" .
«این همیشه یک ریسک است، خاله سی. آستاپور مغرور و آسیب پذیر بود. یونکای هشدار داده شده است.»
منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)" I know what you mean, " said Catherine, remembering how Morris had forewarned her.
«من منظور شما را می فهمم،» کاترین گفت و به یاد آورد که موریس چگونه او را هشدار داده بود.
منبع: Washington SquareAnd we just think you should be forewarned.
و ما فقط فکر می کنیم شما باید هشدار داده شوید.
منبع: The Good Wife Season 2You will lose yourself, I forewarn you.
شما خودتان را گم خواهید کرد، به شما هشدار می دهم.
منبع: Middlemarch (Part One)'I only want to forewarn you that we shall have a new guest dining here to-day'.
«من فقط می خواهم به شما هشدار دهم که امروز مهمان جدیدی در اینجا خواهیم داشت.»
منبع: The Night Before (Part 2)It appears that they were forewarned of my arrival, however, because when we reached the seventh floor they were running in every direction.
به نظر می رسد که آنها از ورود من مطلع بودند، با این حال، وقتی به طبقه هفتم رسیدیم، در هر جهت در حال دویدن بودند.
منبع: 5. Harry Potter and the Order of the PhoenixThe more common expression is " forewarned is forearmed, " if you know about it, then you can prepare for it.
عبارت رایج تر این است که "هشدار داده شده مسلح است،" اگر از آن مطلع باشید، می توانید برای آن آماده شوید.
منبع: 2011 ESLPod" To be forewarned" means that you know about something bad that's going to happen before it happens;someone tells you, someone warns you.
«هشدار داده شدن» به این معنی است که شما از اتفاقی بدی که قرار است قبل از وقوع آن رخ دهد، مطلع هستید؛ کسی به شما می گوید، کسی به شما هشدار می دهد.
منبع: 2011 ESLPodلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید