front-runners emerged
رهبران پیشرو ظهور کردند
identify front-runners
شناسایی رهبران پیشرو
becoming front-runners
تبدیل شدن به رهبران پیشرو
front-runner status
وضعیت رهبران پیشرو
clear front-runners
رهبران پیشرو آشکار
front-runners challenged
رهبران پیشرو به چالش کشیده شدند
support front-runners
حمایت از رهبران پیشرو
among front-runners
در میان رهبران پیشرو
front-runners race
رقابت رهبران پیشرو
future front-runners
رهبران پیشرو آینده
the front-runners in the election are facing intense scrutiny.
نامزدان پیشرو در انتخابات با نظارت شدید روبرو هستند.
several front-runners emerged during the early stages of the race.
چندین نامزد پیشرو در مراحل اولیه مسابقه ظاهر شدند.
analysts identified three front-runners for the ceo position.
تحلیلگران سه نامزد پیشرو برای سمت مدیرعامل شناسایی کردند.
despite being front-runners, they couldn't secure the victory.
با وجود اینکه نامزدان پیشرو بودند، نتوانستند پیروزی را کسب کنند.
the front-runners presented their platforms to the voters.
نامزدان پیشرو برنامههای خود را به رایدهندگان ارائه کردند.
the company's front-runners in innovation are its research teams.
پیشروان شرکت در نوآوری، تیمهای تحقیقاتی آن هستند.
the front-runners consistently outperformed their competitors.
نامزدان پیشرو به طور مداوم از رقبای خود پیشی گرفتند.
the debate highlighted the differences between the front-runners.
بحث و جدل تفاوتهای بین نامزدان پیشرو را برجسته کرد.
the front-runners are vying for support from key donors.
نامزدان پیشرو برای کسب حمایت از اهداکنندگان کلیدی تلاش میکنند.
the market's front-runners are adapting to the new technologies.
پیشروان بازار در حال انطباق با فناوریهای جدید هستند.
the front-runners faced a challenging final round of negotiations.
نامزدان پیشرو با یک دور نهایی دشوار از مذاکرات روبرو شدند.
front-runners emerged
رهبران پیشرو ظهور کردند
identify front-runners
شناسایی رهبران پیشرو
becoming front-runners
تبدیل شدن به رهبران پیشرو
front-runner status
وضعیت رهبران پیشرو
clear front-runners
رهبران پیشرو آشکار
front-runners challenged
رهبران پیشرو به چالش کشیده شدند
support front-runners
حمایت از رهبران پیشرو
among front-runners
در میان رهبران پیشرو
front-runners race
رقابت رهبران پیشرو
future front-runners
رهبران پیشرو آینده
the front-runners in the election are facing intense scrutiny.
نامزدان پیشرو در انتخابات با نظارت شدید روبرو هستند.
several front-runners emerged during the early stages of the race.
چندین نامزد پیشرو در مراحل اولیه مسابقه ظاهر شدند.
analysts identified three front-runners for the ceo position.
تحلیلگران سه نامزد پیشرو برای سمت مدیرعامل شناسایی کردند.
despite being front-runners, they couldn't secure the victory.
با وجود اینکه نامزدان پیشرو بودند، نتوانستند پیروزی را کسب کنند.
the front-runners presented their platforms to the voters.
نامزدان پیشرو برنامههای خود را به رایدهندگان ارائه کردند.
the company's front-runners in innovation are its research teams.
پیشروان شرکت در نوآوری، تیمهای تحقیقاتی آن هستند.
the front-runners consistently outperformed their competitors.
نامزدان پیشرو به طور مداوم از رقبای خود پیشی گرفتند.
the debate highlighted the differences between the front-runners.
بحث و جدل تفاوتهای بین نامزدان پیشرو را برجسته کرد.
the front-runners are vying for support from key donors.
نامزدان پیشرو برای کسب حمایت از اهداکنندگان کلیدی تلاش میکنند.
the market's front-runners are adapting to the new technologies.
پیشروان بازار در حال انطباق با فناوریهای جدید هستند.
the front-runners faced a challenging final round of negotiations.
نامزدان پیشرو با یک دور نهایی دشوار از مذاکرات روبرو شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید