fronton

[ایالات متحده]/ˈfrʌntɒn/
[بریتانیا]/ˈfrʌntən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انتهای شیب‌دار یک ساختمان؛ دیواری که جلو یک ساختمان است

عبارات و ترکیب‌ها

fronton court

زمین فرانتون

fronton game

بازی فرانتون

fronton player

بازیکن فرانتون

fronton match

مسابقه فرانتون

fronton wall

دیوار فرانتون

fronton sport

ورزش فرانتون

fronton tournament

تورنمنت فرانتون

fronton championship

قهرمانی فرانتون

fronton rules

قوانین فرانتون

fronton team

تیم فرانتون

جملات نمونه

the fronton is a popular place for playing pelota.

تیپ‌فِرانتون مکانی محبوب برای بازی پلوتا است.

many people gather at the fronton during the summer.

بسیاری از مردم در طول تابستان در فرانتون جمع می شوند.

the architecture of the fronton is quite impressive.

معماری فرانتون بسیار چشمگیر است.

he practiced his skills at the fronton every weekend.

او هر آخر هفته مهارت های خود را در فرانتون تمرین می کرد.

the fronton hosts various sporting events throughout the year.

فرانتون در طول سال میزبان رویدادهای ورزشی مختلف است.

she won the championship at the local fronton.

او قهرمانی را در فرانتون محلی به دست آورد.

the fronton is surrounded by beautiful landscapes.

فرانتون در محاصره مناظر زیبا است.

players often train hard at the fronton to improve their game.

بازیکنان اغلب برای بهبود بازی خود سخت در فرانتون تمرین می کنند.

families enjoy picnics near the fronton.

خانواده ها از پیک نیک در نزدیکی فرانتون لذت می برند.

the fronton is an essential part of the local sports culture.

فرانتون بخشی ضروری از فرهنگ ورزشی محلی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید