furled sails
نو بادبان جمع شده
furled flag
پرچم جمع شده
furled leaf
برگ جمع شده
furled ribbon
جوراب جمع شده
furled umbrella
چتر جمع شده
furled banner
بنر جمع شده
furled petals
گلبرگ های جمع شده
furled paper
مقاله جمع شده
furled cloth
پارچه جمع شده
furled tent
چادر جمع شده
the flag was furled tightly against the pole.
پرچم به شدت در برابر میله جمع شد.
he furled the map before putting it away.
او نقشه را قبل از گذاشتن آن کنار جمع کرد.
the sails were furled as the storm approached.
با نزدیک شدن طوفان، بادبان ها جمع شدند.
she furled her umbrella after the rain stopped.
او چتر خود را بعد از قطع شدن باران جمع کرد.
the artist furled the canvas to protect it.
هنرمند بوم نقاشی را برای محافظت از آن جمع کرد.
they furled the banners for the upcoming event.
آنها بنرها را برای رویداد آینده جمع کردند.
the dog furled its tail when it felt scared.
وقتی ترسید، سگ دم خود را جمع کرد.
he furled his jacket around his waist.
او ژاکت خود را دور کمرش جمع کرد.
the gardener furled the vines to keep them tidy.
باغبانی تاک ها را جمع کرد تا آنها مرتب باشند.
as the meeting ended, she furled her notes.
همانطور که جلسه به پایان رسید، او یادداشت های خود را جمع کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید