furled

[ایالات متحده]/fɜːld/
[بریتانیا]/fɜrld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به طور محکم جمع کردن یا تا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

furled sails

نو بادبان جمع شده

furled flag

پرچم جمع شده

furled leaf

برگ جمع شده

furled ribbon

جوراب جمع شده

furled umbrella

چتر جمع شده

furled banner

بنر جمع شده

furled petals

گلبرگ های جمع شده

furled paper

مقاله جمع شده

furled cloth

پارچه جمع شده

furled tent

چادر جمع شده

جملات نمونه

the flag was furled tightly against the pole.

پرچم به شدت در برابر میله جمع شد.

he furled the map before putting it away.

او نقشه را قبل از گذاشتن آن کنار جمع کرد.

the sails were furled as the storm approached.

با نزدیک شدن طوفان، بادبان ها جمع شدند.

she furled her umbrella after the rain stopped.

او چتر خود را بعد از قطع شدن باران جمع کرد.

the artist furled the canvas to protect it.

هنرمند بوم نقاشی را برای محافظت از آن جمع کرد.

they furled the banners for the upcoming event.

آنها بنرها را برای رویداد آینده جمع کردند.

the dog furled its tail when it felt scared.

وقتی ترسید، سگ دم خود را جمع کرد.

he furled his jacket around his waist.

او ژاکت خود را دور کمرش جمع کرد.

the gardener furled the vines to keep them tidy.

باغبانی تاک ها را جمع کرد تا آنها مرتب باشند.

as the meeting ended, she furled her notes.

همانطور که جلسه به پایان رسید، او یادداشت های خود را جمع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید