| شکل سوم شخص مفرد | fustigates |
| صفت یا فعل حال استمراری | fustigating |
| زمان گذشته | fustigated |
| قسمت سوم فعل | fustigated |
fustigate critics
مقابله با منتقدان
fustigate policies
مقابله با سیاستها
fustigate actions
مقابله با اقدامات
fustigate decisions
مقابله با تصمیمات
fustigate ideas
مقابله با ایدهها
fustigate practices
مقابله با روشها
fustigate leaders
مقابله با رهبران
fustigate proposals
مقابله با پیشنهادها
fustigate behavior
مقابله با رفتار
fustigate statements
مقابله با اظهارات
the teacher decided to fustigate the student's poor performance in class.
معلم تصمیم گرفت عملکرد ضعیف دانش آموز را در کلاس مورد انتقاد شدید قرار دهد.
many critics fustigate the government's handling of the crisis.
بسیاری از منتقدان نحوه برخورد دولت با بحران را به شدت مورد انتقاد قرار می دهند.
he was fustigated for his lack of commitment to the project.
او به دلیل عدم تعهدش به پروژه مورد انتقاد شدید قرار گرفت.
the journalist fustigated the politician's misleading statements.
روزنامهنگار اظهارات گمراهکننده سیاستمدار را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
in her speech, she fustigated the injustices faced by the community.
در سخنرانی خود، او بیعدالتیهایی که جامعه با آن روبرو بود را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
the coach fustigated the team for their lack of effort during the game.
مربی تیم را به دلیل نداشتن تلاش کافی در طول بازی مورد انتقاد شدید قرار داد.
critics fustigated the film for its unrealistic plot.
منتقدان فیلم را به دلیل طرح غیرواقعی آن مورد انتقاد شدید قرار دادند.
he was fustigated by his peers for his unprofessional behavior.
او توسط همکارانش به دلیل رفتار غیرحرفهایاش مورد انتقاد شدید قرار گرفت.
the article fustigated the lack of transparency in the government.
مقاله فقدان شفافیت در دولت را مورد انتقاد شدید قرار داد.
during the debate, she fustigated her opponent's arguments.
در طول بحث، او استدلالهای حریف خود را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
fustigate critics
مقابله با منتقدان
fustigate policies
مقابله با سیاستها
fustigate actions
مقابله با اقدامات
fustigate decisions
مقابله با تصمیمات
fustigate ideas
مقابله با ایدهها
fustigate practices
مقابله با روشها
fustigate leaders
مقابله با رهبران
fustigate proposals
مقابله با پیشنهادها
fustigate behavior
مقابله با رفتار
fustigate statements
مقابله با اظهارات
the teacher decided to fustigate the student's poor performance in class.
معلم تصمیم گرفت عملکرد ضعیف دانش آموز را در کلاس مورد انتقاد شدید قرار دهد.
many critics fustigate the government's handling of the crisis.
بسیاری از منتقدان نحوه برخورد دولت با بحران را به شدت مورد انتقاد قرار می دهند.
he was fustigated for his lack of commitment to the project.
او به دلیل عدم تعهدش به پروژه مورد انتقاد شدید قرار گرفت.
the journalist fustigated the politician's misleading statements.
روزنامهنگار اظهارات گمراهکننده سیاستمدار را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
in her speech, she fustigated the injustices faced by the community.
در سخنرانی خود، او بیعدالتیهایی که جامعه با آن روبرو بود را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
the coach fustigated the team for their lack of effort during the game.
مربی تیم را به دلیل نداشتن تلاش کافی در طول بازی مورد انتقاد شدید قرار داد.
critics fustigated the film for its unrealistic plot.
منتقدان فیلم را به دلیل طرح غیرواقعی آن مورد انتقاد شدید قرار دادند.
he was fustigated by his peers for his unprofessional behavior.
او توسط همکارانش به دلیل رفتار غیرحرفهایاش مورد انتقاد شدید قرار گرفت.
the article fustigated the lack of transparency in the government.
مقاله فقدان شفافیت در دولت را مورد انتقاد شدید قرار داد.
during the debate, she fustigated her opponent's arguments.
در طول بحث، او استدلالهای حریف خود را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید