gadding about
چند قدمی رفتن
gadding off
رفتن به سرعت
gadding around
چند قدمی رفتن در اطراف
gadding here
اینجا چند قدمی رفتن
gadding there
آنجا چند قدمی رفتن
gadding together
با هم چند قدمی رفتن
gadding with friends
چند قدمی رفتن با دوستان
gadding in town
چند قدمی رفتن در شهر
gadding for fun
چند قدمی رفتن برای تفریح
gadding all day
چند قدمی رفتن تمام روز
she spent the day gadding about the city with her friends.
او روز را با دوستانش در شهر پرسه زد.
after a week of hard work, he enjoyed gadding off to the beach.
بعد از یک هفته کار سخت، از رفتن به ساحل لذت برد.
they were gadding around town, looking for new restaurants.
آنها در شهر پرسه می زدند و به دنبال رستوران های جدید می گشتند.
instead of studying, she preferred gadding around with her friends.
به جای درس خواندن، ترجیح می داد با دوستانش پرسه بزند.
he was gadding about, exploring all the local attractions.
او در حال پرسه زدن بود و تمام جاذبه های محلی را کاوش می کرد.
gadding from one event to another can be exhausting.
رفتن از یک رویداد به رویداد دیگر می تواند خسته کننده باشد.
she loves gadding about in the countryside on weekends.
او عاشق پرسه زدن در حومه شهر در آخر هفته هاست.
we spent the afternoon gadding around the mall.
بعد از ظهر را در مرکز خرید پرسه زدیم.
he was gadding about with no particular plan in mind.
او بدون هیچ برنامه خاصی در حال پرسه زدن بود.
gadding around can sometimes lead to unexpected adventures.
پرسه زدن گاهی اوقات می تواند منجر به ماجراهای غیرمنتظره شود.
gadding about
چند قدمی رفتن
gadding off
رفتن به سرعت
gadding around
چند قدمی رفتن در اطراف
gadding here
اینجا چند قدمی رفتن
gadding there
آنجا چند قدمی رفتن
gadding together
با هم چند قدمی رفتن
gadding with friends
چند قدمی رفتن با دوستان
gadding in town
چند قدمی رفتن در شهر
gadding for fun
چند قدمی رفتن برای تفریح
gadding all day
چند قدمی رفتن تمام روز
she spent the day gadding about the city with her friends.
او روز را با دوستانش در شهر پرسه زد.
after a week of hard work, he enjoyed gadding off to the beach.
بعد از یک هفته کار سخت، از رفتن به ساحل لذت برد.
they were gadding around town, looking for new restaurants.
آنها در شهر پرسه می زدند و به دنبال رستوران های جدید می گشتند.
instead of studying, she preferred gadding around with her friends.
به جای درس خواندن، ترجیح می داد با دوستانش پرسه بزند.
he was gadding about, exploring all the local attractions.
او در حال پرسه زدن بود و تمام جاذبه های محلی را کاوش می کرد.
gadding from one event to another can be exhausting.
رفتن از یک رویداد به رویداد دیگر می تواند خسته کننده باشد.
she loves gadding about in the countryside on weekends.
او عاشق پرسه زدن در حومه شهر در آخر هفته هاست.
we spent the afternoon gadding around the mall.
بعد از ظهر را در مرکز خرید پرسه زدیم.
he was gadding about with no particular plan in mind.
او بدون هیچ برنامه خاصی در حال پرسه زدن بود.
gadding around can sometimes lead to unexpected adventures.
پرسه زدن گاهی اوقات می تواند منجر به ماجراهای غیرمنتظره شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید