galere

[ایالات متحده]/ɡəˈlɛə.reɪ/
[بریتانیا]/ɡəˈlɛr/

ترجمه

n. دایره کوچک، گروه (به‌ویژه گروهی از رفتارهای بد)؛ مکان (یا وضعیت) غیرمنتظره (یا ناخوشایند)
Word Forms
جمعgaleres

عبارات و ترکیب‌ها

galere of art

گالری آثار هنری

galere exhibit

نمایشگاه گالری

galere space

فضای گالری

galere owner

صاحب گالری

galere tour

تور گالری

galere opening

افتتاح گالری

galere event

رویداد گالری

galere collection

کلکسیون گالری

galere artist

هنرمند گالری

galere curator

نگهبان گالری

جملات نمونه

she has a galere of friends who support her.

او گالری از دوستان دارد که از او حمایت می‌کنند.

he enjoys a galere of activities during the weekend.

او از گالری فعالیت‌ها در طول آخر هفته لذت می‌برد.

the artist showcased a galere of colorful paintings.

هنرمند مجموعه‌ای از نقاشی‌های رنگارنگ را به نمایش گذاشت.

they organized a galere of events for the festival.

آنها مجموعه‌ای از رویدادها را برای جشنواره سازماندهی کردند.

the conference featured a galere of speakers from various fields.

کنفرانس مجموعه‌ای از سخنرانان از زمینه‌های مختلف را معرفی کرد.

she has a galere of skills that make her a great candidate.

او مجموعه‌ای از مهارت‌ها دارد که او را به یک نامزد عالی تبدیل می‌کند.

the gallery displayed a galere of modern art.

گالری مجموعه‌ای از هنر مدرن را به نمایش گذاشت.

he has a galere of ideas for improving the project.

او مجموعه‌ای از ایده‌ها برای بهبود پروژه دارد.

she collects a galere of vintage jewelry.

او مجموعه‌ای از جواهرات عتیقه جمع‌آوری می‌کند.

the book offers a galere of perspectives on the topic.

کتاب مجموعه‌ای از دیدگاه‌ها در مورد این موضوع ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید