ganging

[ایالات متحده]/ˈɡæŋɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡæŋɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتصال مکانیکی; هم محوری; قلاب خط ماهیگیری
v. تقویت کردن با سیم فلزی نازک; گره زدن به یک خط ماهیگیری (شکل حال استمراری gange)
adj. پیوند هم محور

عبارات و ترکیب‌ها

ganging up

همدستی

ganging together

هم گروه شدن

ganging off

جدال کردن

ganging on

چسبیدن

ganging around

دور و بر کردن

ganging against

مخالف نشان دادن

ganging along

همراه شدن

ganging with

همراه شدن با

ganging back

پسرفت کردن

ganging in

وارد شدن

جملات نمونه

they are ganging up on him because he is the new kid.

آنها در حال دورهمی برای او هستند زیرا او بچه جدید است.

ganging together, they managed to finish the project on time.

با دورهمی، آنها توانستند پروژه را به موقع به پایان برسانند.

the kids were ganging up on the teacher during recess.

بچه ها در زمان استراحت در حال دورهمی برای معلم بودند.

it's not fair to start ganging up on someone without reason.

بدون دلیل، شروع به دورهمی برای کسی منصفانه نیست.

ganging up can sometimes lead to bullying in schools.

دورهمی گاهی اوقات می تواند منجر به زورگویی در مدارس شود.

they were ganging up against the opposing team in the match.

آنها در حال دورهمی علیه تیم حریف در مسابقه بودند.

ganging up on someone can create a hostile environment.

دورهمی برای کسی می تواند یک محیط خصمانه ایجاد کند.

she felt hurt when her friends started ganging up on her.

وقتی دوستانش شروع به دورهمی برای او کردند، او احساس ناراحتی کرد.

they are ganging up to support their favorite candidate.

آنها در حال دورهمی برای حمایت از نامزد مورد علاقه خود هستند.

ganging up on a common goal can strengthen teamwork.

دورهمی برای یک هدف مشترک می تواند کار گروهی را تقویت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید