garble

[ایالات متحده]/ˈɡɑː.bəl/
[بریتانیا]/ˈɡɑːr.bəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای تحریف یا گیج کردن معنی
n. عمل تحریف یا گیج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

garble speech

گفتار مبهم

garble message

پیام مبهم

garble text

متن مبهم

garble sound

صدای مبهم

garble data

اطلاعات مبهم

garble instructions

دستورالعمل مبهم

garble language

زبان مبهم

garble information

اطلاعات مبهم

garble conversation

گفتگوی مبهم

garble audio

صداي مبهم

جملات نمونه

the message was garbled during transmission.

پیام در حین انتقال مخدوش شد.

he tends to garble his words when nervous.

وقتی عصبی است، معمولاً کلمات خود را به هم می‌ریزد.

don't garble your instructions; be clear.

دستورالعمل‌های خود را به هم نریزید؛ واضح باشید.

the audio quality was so poor that it garbled the speech.

کیفیت صدا آنقدر پایین بود که گفتار را مخدوش کرد.

she tried to explain, but her thoughts were garbled.

او سعی کرد توضیح دهد، اما افکارش به هم ریخته بودند.

the report was full of garbled data.

گزارش پر از داده‌های مخدوش بود.

he accidentally garbled the song lyrics.

او به طور تصادفی متن ترانه را به هم ریخت.

the garbled text made it hard to understand.

متن مخدوش فهمیدن آن را دشوار کرد.

her explanation was so garbled that no one understood.

توضیح او آنقدر مخدوش بود که هیچ کس متوجه نشد.

they garbled the message, causing confusion.

آنها پیام را به هم ریختند و باعث سردرگمی شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید