garble speech
گفتار مبهم
garble message
پیام مبهم
garble text
متن مبهم
garble sound
صدای مبهم
garble data
اطلاعات مبهم
garble instructions
دستورالعمل مبهم
garble language
زبان مبهم
garble information
اطلاعات مبهم
garble conversation
گفتگوی مبهم
garble audio
صداي مبهم
the message was garbled during transmission.
پیام در حین انتقال مخدوش شد.
he tends to garble his words when nervous.
وقتی عصبی است، معمولاً کلمات خود را به هم میریزد.
don't garble your instructions; be clear.
دستورالعملهای خود را به هم نریزید؛ واضح باشید.
the audio quality was so poor that it garbled the speech.
کیفیت صدا آنقدر پایین بود که گفتار را مخدوش کرد.
she tried to explain, but her thoughts were garbled.
او سعی کرد توضیح دهد، اما افکارش به هم ریخته بودند.
the report was full of garbled data.
گزارش پر از دادههای مخدوش بود.
he accidentally garbled the song lyrics.
او به طور تصادفی متن ترانه را به هم ریخت.
the garbled text made it hard to understand.
متن مخدوش فهمیدن آن را دشوار کرد.
her explanation was so garbled that no one understood.
توضیح او آنقدر مخدوش بود که هیچ کس متوجه نشد.
they garbled the message, causing confusion.
آنها پیام را به هم ریختند و باعث سردرگمی شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید