genii

[ایالات متحده]/dʒiːnaɪ/
[بریتانیا]/dʒiːnaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روح نگهبان یا شیطان؛ نبوغ در شکل جمع؛ موجود افسانه‌ای که به وسیله جادو احضار می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

genii at work

جن در حال کار

genii of magic

جن جادو

genii of wisdom

جن خرد

genii of light

جن نور

genii of fortune

جن اقبال

genii of creativity

جن خلاقیت

genii of knowledge

جن دانش

genii of dreams

جن رویا

جملات نمونه

many cultures believe in genii that grant wishes.

بسیاری از فرهنگ‌ها معتقدند به جن‌هایی که آرزوها را برآورده می‌کنند.

the genii of the lamp appeared before the hero.

جنّه‌ی چراغ قبل از قهرمان ظاهر شد.

in folklore, genii are often depicted as mischievous.

در فولکلور، جن‌ها اغلب به عنوان شیطنت‌آمیز به تصویر کشیده می‌شوند.

she felt like a genii had granted her a miracle.

او احساس کرد که یک جنّی یک معجزه برایش عطا کرده است.

he wished he had the power of a genii.

او آرزو داشت قدرت یک جنّی را داشت.

in stories, genii often live in magical realms.

در داستان‌ها، جن‌ها اغلب در قلمروهای جادویی زندگی می‌کنند.

legends say that genii can be summoned by incantations.

افسانه ها می گویند که جن ها را می توان با وردها احضار کرد.

the genii helped the protagonist overcome challenges.

جنّی به قهرمان کمک کرد تا بر چالش‌ها غلبه کند.

people often seek the guidance of genii in their dreams.

مردم اغلب به دنبال راهنمایی جن‌ها در خواب‌های خود هستند.

in ancient texts, genii are portrayed as wise beings.

در متون باستانی، جن‌ها به عنوان موجودات خردمند به تصویر کشیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید