gennelman

[ایالات متحده]/dʒentlmən/
[بریتانیا]/dʒentlmən/

ترجمه

n. یک مرد شیمی‌گر، آموزش‌دیده و ارزشمند؛ یک مرد با موقعیت اجتماعی خوب یا تولد نجیب
شکل‌های واژه
جمعgennelmen

جملات نمونه

he is a perfect gentleman who always opens doors for ladies.

او یک آقای خوش‌خو است که همیشه دروازه‌ها را برای زنان باز می‌کند.

the old gentleman walked slowly with his cane through the park.

آقای باسنگین با دوچرخه‌اش به آرامی از پارک عبور کرد.

they reached a gentleman's agreement to split the profits equally.

آن‌ها به یک توافق آقایی دست یافتند تا سودها را به طور مساوی تقسیم کنند.

my grandfather was a true gentleman of great character and integrity.

پدربزرگ من یک آقای واقعی با شخصیت و اخلاق بزرگ بود.

the young gentleman dressed elegantly for the formal dinner party.

آقای جوان برای جلسه شام رسمی به شیوه‌ای زیبایی لباس پوشید.

he always behaves like a gentleman, even under great pressure.

او همیشه مانند یک آقای خوش‌خو رفتار می‌کند، حتی زیر فشار زیاد.

the wealthy gentleman donated millions to charity anonymously.

آقای ثروتمند به صورت ناشناس میلیون‌ها دلار به خیریه‌ها هدیه داد.

she described him as a real gentleman with old-fashioned charm.

او را یک آقای واقعی با جذبۀ قدیمی توصیف کرد.

the gentleman caller arrived exactly at seven o'clock as promised.

آقای بازدیدکننده دقیقاً در ساعت هفت، مانند قول داده شده، حاضر شد.

he is a gentleman's gentleman, always reliable and discreet.

او یک آقای آقای است، همیشه قابل اعتماد و خصوصی‌گرای.

the retired businessman now lives as a country gentleman on his estate.

این کارآفرین بازنشسته اکنون به عنوان یک آقای روستایی در ملک خود زندگی می‌کند.

every young man should learn to conduct himself as a proper gentleman.

هر مرد جوان باید یاد بگیرد که مانند یک آقای مناسب رفتار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید