genuflections

[ایالات متحده]/ˌdʒenju(:)'flekʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خم شدن زانو، عمل زانو زدن.

جملات نمونه

their genuflections savoured of superstition and popery.

اعمال آنها بوی خرافات و پاپ‌گرایی می‌داد.

The genuflection to Beijing occurs just when Japan's relations with America have been strained by a dispute over a military base.

تعظیم به سمت پکن درست زمانی اتفاق می‌افتد که روابط ژاپن با آمریکا به دلیل اختلاف بر سر یک پایگاه نظامی متشنج شده است.

He made a genuflection before the altar in the church.

او قبل از محراب در کلیسا تعظیم کرد.

The knight performed a genuflection before the king.

شوالیه قبل از شاه تعظیم کرد.

As a sign of respect, she made a genuflection to her elders.

به عنوان نشانه احترام، او به بزرگان خود تعظیم کرد.

The priest instructed the congregation to make a genuflection during the prayer.

کشیش به مجمع‌العملی دستور داد که در هنگام دعا تعظیم کنند.

The traditional ceremony involved a genuflection as a symbol of submission.

آیین سنتی شامل تعظیم به عنوان نمادی از تسلیم بود.

The act of genuflection is common in many religious rituals.

عمل تعظیم در بسیاری از آیین‌های مذهبی رایج است.

She performed a genuflection out of reverence for the sacred space.

او به دلیل احترام خود به فضای مقدس تعظیم کرد.

During the coronation, the new monarch made a genuflection before the crown.

در طول تاج‌گذاری، پادشاه جدید قبل از تاج‌الملک تعظیم کرد.

The gesture of genuflection is a gesture of humility and reverence.

حرکت تعظیم نشانه تواضع و احترام است.

In some cultures, a genuflection is a customary greeting for elders.

در برخی فرهنگ‌ها، تعظیم یک سلام سنتی برای بزرگترها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید