| صفت یا فعل حال استمراری | gerrymandering |
| قسمت سوم فعل | gerrymandered |
| زمان گذشته | gerrymandered |
| شکل سوم شخص مفرد | gerrymanders |
| جمع | gerrymanders |
gerrymander districts
ایجاد مناطق با هدف سیاسی
gerrymander maps
نقشههای طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymander tactics
تاکتیکهای طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymander laws
قوانین طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymander elections
انتخابات طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymander process
فرآیند طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymander reform
اصلاحات طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymander strategy
استراتژیهای طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymander analysis
تحلیل طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymander impact
اثرات طراحی شده با هدف سیاسی
the politicians tried to gerrymander the voting districts to gain an advantage.
سیاستمدان تلاش کردند تا مناطق رای گیری را دستکاری کنند تا به مزیت خود دست یابند.
gerrymandering can undermine the democratic process.
دستکاری مناطق رایگیری میتواند روند دموکراتیک را تضعیف کند.
many citizens are frustrated by the gerrymandered maps.
بسیاری از شهروندان نسبت به نقشههای دستکاریشده ناامید هستند.
efforts to combat gerrymandering have gained momentum in recent years.
تلاشها برای مقابله با دستکاری مناطق رایگیری در سالهای اخیر سرعت گرفته است.
the court ruled against the gerrymandered district lines.
دادگاه با خطوط مناطق دستکاریشده مخالفت کرد.
activists are working hard to end gerrymandering in their state.
فعالها برای پایان دادن به دستکاری مناطق رایگیری در ایالت خود سخت تلاش میکنند.
gerrymandered elections can lead to unrepresentative outcomes.
انتخابات دستکاریشده میتواند منجر به نتایج غیربازدارنده شود.
understanding gerrymandering is crucial for informed voting.
درک دستکاری مناطق رایگیری برای رایگیری آگاهانه بسیار مهم است.
some states have implemented measures to prevent gerrymandering.
برخی از ایالتها اقداماتی برای جلوگیری از دستکاری مناطق رایگیری انجام دادهاند.
the debate over gerrymandering continues to be a hot topic.
بحث در مورد دستکاری مناطق رایگیری همچنان موضوع داغی است.
gerrymander districts
ایجاد مناطق با هدف سیاسی
gerrymander maps
نقشههای طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymander tactics
تاکتیکهای طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymander laws
قوانین طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymander elections
انتخابات طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymander process
فرآیند طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymander reform
اصلاحات طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymander strategy
استراتژیهای طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymander analysis
تحلیل طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymander impact
اثرات طراحی شده با هدف سیاسی
the politicians tried to gerrymander the voting districts to gain an advantage.
سیاستمدان تلاش کردند تا مناطق رای گیری را دستکاری کنند تا به مزیت خود دست یابند.
gerrymandering can undermine the democratic process.
دستکاری مناطق رایگیری میتواند روند دموکراتیک را تضعیف کند.
many citizens are frustrated by the gerrymandered maps.
بسیاری از شهروندان نسبت به نقشههای دستکاریشده ناامید هستند.
efforts to combat gerrymandering have gained momentum in recent years.
تلاشها برای مقابله با دستکاری مناطق رایگیری در سالهای اخیر سرعت گرفته است.
the court ruled against the gerrymandered district lines.
دادگاه با خطوط مناطق دستکاریشده مخالفت کرد.
activists are working hard to end gerrymandering in their state.
فعالها برای پایان دادن به دستکاری مناطق رایگیری در ایالت خود سخت تلاش میکنند.
gerrymandered elections can lead to unrepresentative outcomes.
انتخابات دستکاریشده میتواند منجر به نتایج غیربازدارنده شود.
understanding gerrymandering is crucial for informed voting.
درک دستکاری مناطق رایگیری برای رایگیری آگاهانه بسیار مهم است.
some states have implemented measures to prevent gerrymandering.
برخی از ایالتها اقداماتی برای جلوگیری از دستکاری مناطق رایگیری انجام دادهاند.
the debate over gerrymandering continues to be a hot topic.
بحث در مورد دستکاری مناطق رایگیری همچنان موضوع داغی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید