gerrymandered district
منطقه طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymandered map
نقشه طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymandered election
انتخابات طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymandered boundaries
مرزهای طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymandered politics
سیاست طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymandered representation
بازنمود طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymandered lines
خطوط طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymandered votes
آرا طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymandered seats
صندلیهای طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymandered strategy
استراتژی طراحی شده با هدف سیاسی
the district was gerrymandered to favor one political party.
منطقه به گونهای دستکاری شده بود تا به نفع یک حزب سیاسی باشد.
critics argue that gerrymandered maps undermine democracy.
منتقدان استدلال میکنند نقشههای دستکاریشده، دموکراسی را تضعیف میکنند.
many believe that gerrymandered districts lead to uncompetitive elections.
بسیاری معتقدند مناطق دستکاریشده منجر به انتخابات غیررقابتی میشوند.
the state legislature was accused of gerrymandering.
مجلس ایالتی به دستکاری حوزهها متهم شد.
efforts to combat gerrymandered boundaries are increasing.
تلاشها برای مقابله با مرزهای دستکاریشده در حال افزایش است.
gerrymandered lines can distort the voting power of communities.
خطوط دستکاریشده میتوانند قدرت رایگیری جوامع را تحریف کنند.
activists are working to reform gerrymandered electoral systems.
فعالها در تلاشند تا سیستمهای انتخاباتی دستکاریشده را اصلاح کنند.
gerrymandered districts often result in voter disenfranchisement.
مناطق دستکاریشده اغلب منجر به محرومیت رایدهندگان میشوند.
the court ruled that the gerrymandered map was unconstitutional.
دادگاه تصمیم گرفت نقشهی دستکاریشده غیرقانونی است.
voters are frustrated by the effects of gerrymandered districts.
رایدهندگان از تأثیرات مناطق دستکاریشده ناامید هستند.
gerrymandered district
منطقه طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymandered map
نقشه طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymandered election
انتخابات طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymandered boundaries
مرزهای طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymandered politics
سیاست طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymandered representation
بازنمود طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymandered lines
خطوط طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymandered votes
آرا طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymandered seats
صندلیهای طراحی شده با هدف سیاسی
gerrymandered strategy
استراتژی طراحی شده با هدف سیاسی
the district was gerrymandered to favor one political party.
منطقه به گونهای دستکاری شده بود تا به نفع یک حزب سیاسی باشد.
critics argue that gerrymandered maps undermine democracy.
منتقدان استدلال میکنند نقشههای دستکاریشده، دموکراسی را تضعیف میکنند.
many believe that gerrymandered districts lead to uncompetitive elections.
بسیاری معتقدند مناطق دستکاریشده منجر به انتخابات غیررقابتی میشوند.
the state legislature was accused of gerrymandering.
مجلس ایالتی به دستکاری حوزهها متهم شد.
efforts to combat gerrymandered boundaries are increasing.
تلاشها برای مقابله با مرزهای دستکاریشده در حال افزایش است.
gerrymandered lines can distort the voting power of communities.
خطوط دستکاریشده میتوانند قدرت رایگیری جوامع را تحریف کنند.
activists are working to reform gerrymandered electoral systems.
فعالها در تلاشند تا سیستمهای انتخاباتی دستکاریشده را اصلاح کنند.
gerrymandered districts often result in voter disenfranchisement.
مناطق دستکاریشده اغلب منجر به محرومیت رایدهندگان میشوند.
the court ruled that the gerrymandered map was unconstitutional.
دادگاه تصمیم گرفت نقشهی دستکاریشده غیرقانونی است.
voters are frustrated by the effects of gerrymandered districts.
رایدهندگان از تأثیرات مناطق دستکاریشده ناامید هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید