gestate ideas
توسعه ایده ها
gestate plans
توسعه برنامه ها
gestate concepts
توسعه مفاهیم
gestate projects
توسعه پروژه ها
gestate theories
توسعه نظریه ها
gestate innovation
توسعه نوآوری
gestate solutions
توسعه راه حل ها
gestate visions
توسعه چشم اندازها
gestate strategies
توسعه استراتژی ها
gestate changes
توسعه تغییرات
she plans to gestate her ideas before presenting them.
او قصد دارد قبل از ارائه آنها، ایدههای خود را باروری کند.
the project will gestate over the next few months.
این پروژه در طول چند ماه آینده باروری خواهد شد.
they are hoping to gestate a new business concept.
آنها امیدوارند یک مفهوم کسب و کار جدید را باروری کنند.
it takes time to gestate a great idea.
مدتی طول می کشد تا یک ایده عالی باروری کند.
she allowed her creativity to gestate naturally.
او اجازه داد خلاقیتش به طور طبیعی باروری شود.
the team will gestate their strategy before the launch.
تیم قبل از راه اندازی، استراتژی خود را باروری خواهد کرد.
he wanted to gestate his thoughts thoroughly.
او می خواست افکار خود را به طور کامل باروری کند.
they took time to gestate their plans for expansion.
آنها برای گسترش برنامه های خود وقت گذاشتند تا باروری کنند.
good ideas often gestate in silence.
ایده های خوب اغلب در سکوت باروری می شوند.
she gestated her novel for several years.
او رمان خود را برای چندین سال باروری کرد.
gestate ideas
توسعه ایده ها
gestate plans
توسعه برنامه ها
gestate concepts
توسعه مفاهیم
gestate projects
توسعه پروژه ها
gestate theories
توسعه نظریه ها
gestate innovation
توسعه نوآوری
gestate solutions
توسعه راه حل ها
gestate visions
توسعه چشم اندازها
gestate strategies
توسعه استراتژی ها
gestate changes
توسعه تغییرات
she plans to gestate her ideas before presenting them.
او قصد دارد قبل از ارائه آنها، ایدههای خود را باروری کند.
the project will gestate over the next few months.
این پروژه در طول چند ماه آینده باروری خواهد شد.
they are hoping to gestate a new business concept.
آنها امیدوارند یک مفهوم کسب و کار جدید را باروری کنند.
it takes time to gestate a great idea.
مدتی طول می کشد تا یک ایده عالی باروری کند.
she allowed her creativity to gestate naturally.
او اجازه داد خلاقیتش به طور طبیعی باروری شود.
the team will gestate their strategy before the launch.
تیم قبل از راه اندازی، استراتژی خود را باروری خواهد کرد.
he wanted to gestate his thoughts thoroughly.
او می خواست افکار خود را به طور کامل باروری کند.
they took time to gestate their plans for expansion.
آنها برای گسترش برنامه های خود وقت گذاشتند تا باروری کنند.
good ideas often gestate in silence.
ایده های خوب اغلب در سکوت باروری می شوند.
she gestated her novel for several years.
او رمان خود را برای چندین سال باروری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید