gestated ideas
ایدههای در حال شکلگیری
gestated plans
برنامههای در حال شکلگیری
gestated concepts
مفاهیم در حال شکلگیری
gestated projects
پروژههای در حال شکلگیری
gestated theories
تئوریهای در حال شکلگیری
gestated visions
چشماندازهای در حال شکلگیری
gestated solutions
راهحلهای در حال شکلگیری
gestated dreams
رویاهای در حال شکلگیری
gestated innovations
نوآوریهای در حال شکلگیری
gestated narratives
روایتهای در حال شکلگیری
the idea gestated in her mind for several months before she shared it.
ایده در ذهن او برای چند ماه شکل گرفت قبل از اینکه آن را با کسی در میان بگذارد.
he gestated plans for his new business quietly.
او طرحهای کسب و کار جدید خود را به آرامی پرورش داد.
the project gestated through numerous discussions and revisions.
این پروژه از طریق بحثها و بازبینیهای متعدد شکل گرفت.
her creativity gestated during the long winter months.
خلاقیت او در طول ماههای زمستان طولانی شکل گرفت.
the concept gestated until it was fully developed.
این مفهوم تا زمانی که به طور کامل توسعه یافت، شکل گرفت.
they gestated their ideas in the comfort of their study.
آنها ایدههای خود را در آرامش مطالعه خود پرورش دادند.
she gestated her thoughts carefully before speaking.
او قبل از صحبت کردن افکار خود را با دقت پرورش داد.
the theories gestated in the academic community for decades.
این نظریهها برای دههها در جامعه علمی شکل گرفتند.
his vision for the future gestated during his travels.
چشمانداز او برای آینده در طول سفرهای او شکل گرفت.
gestated ideas
ایدههای در حال شکلگیری
gestated plans
برنامههای در حال شکلگیری
gestated concepts
مفاهیم در حال شکلگیری
gestated projects
پروژههای در حال شکلگیری
gestated theories
تئوریهای در حال شکلگیری
gestated visions
چشماندازهای در حال شکلگیری
gestated solutions
راهحلهای در حال شکلگیری
gestated dreams
رویاهای در حال شکلگیری
gestated innovations
نوآوریهای در حال شکلگیری
gestated narratives
روایتهای در حال شکلگیری
the idea gestated in her mind for several months before she shared it.
ایده در ذهن او برای چند ماه شکل گرفت قبل از اینکه آن را با کسی در میان بگذارد.
he gestated plans for his new business quietly.
او طرحهای کسب و کار جدید خود را به آرامی پرورش داد.
the project gestated through numerous discussions and revisions.
این پروژه از طریق بحثها و بازبینیهای متعدد شکل گرفت.
her creativity gestated during the long winter months.
خلاقیت او در طول ماههای زمستان طولانی شکل گرفت.
the concept gestated until it was fully developed.
این مفهوم تا زمانی که به طور کامل توسعه یافت، شکل گرفت.
they gestated their ideas in the comfort of their study.
آنها ایدههای خود را در آرامش مطالعه خود پرورش دادند.
she gestated her thoughts carefully before speaking.
او قبل از صحبت کردن افکار خود را با دقت پرورش داد.
the theories gestated in the academic community for decades.
این نظریهها برای دههها در جامعه علمی شکل گرفتند.
his vision for the future gestated during his travels.
چشمانداز او برای آینده در طول سفرهای او شکل گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید