gibing others
مسخره کردن دیگران
stop gibing
مسخره کردن را متوقف کن
gibing jokes
مسخره کردن شوخی ها
gibing remarks
مسخره کردن نظرات
gibing behavior
رفتار مسخره کردن
gibing friends
مسخره کردن دوستان
gibing at me
مسخره کردن من
gibing back
مسخره کردن در جواب
gibing session
جلسه مسخره کردن
gibing culture
فرهنگ مسخره کردن
gibing is often used to express frustration.
طنز و کنایه اغلب برای بیان نارضایتی استفاده میشود.
he couldn't help gibing at his friend's mistakes.
او نمیتوانست جلوی طنز کردن اشتباهات دوستش را بگیرد.
gibing can sometimes hurt people's feelings.
طنز و کنایه گاهی اوقات میتواند باعث ناراحتی دیگران شود.
she was known for her witty gibing during meetings.
او به خاطر طنز و کنایههای هوشمندانه خود در جلسات معروف بود.
gibing is not always appropriate in a professional setting.
طنز و کنایه همیشه در محیطهای حرفهای مناسب نیست.
he used gibing as a way to lighten the mood.
او از طنز و کنایه به عنوان راهی برای تلطیف فضا استفاده کرد.
gibing can be entertaining if done in good spirit.
طنز و کنایه میتواند سرگرمکننده باشد اگر با روحیه خوب انجام شود.
they enjoyed gibing at each other during their friendly rivalry.
آنها از طنز و کنایه نسبت به یکدیگر در طول رقابت دوستانه خود لذت میبردند.
gibing should be used carefully to avoid misunderstandings.
طنز و کنایه باید با دقت استفاده شود تا از سوءتفاهم جلوگیری شود.
his gibing made the conversation lively and fun.
طنز و کنایههای او باعث شد مکالمه پر جنب و جوش و سرگرمکننده شود.
gibing others
مسخره کردن دیگران
stop gibing
مسخره کردن را متوقف کن
gibing jokes
مسخره کردن شوخی ها
gibing remarks
مسخره کردن نظرات
gibing behavior
رفتار مسخره کردن
gibing friends
مسخره کردن دوستان
gibing at me
مسخره کردن من
gibing back
مسخره کردن در جواب
gibing session
جلسه مسخره کردن
gibing culture
فرهنگ مسخره کردن
gibing is often used to express frustration.
طنز و کنایه اغلب برای بیان نارضایتی استفاده میشود.
he couldn't help gibing at his friend's mistakes.
او نمیتوانست جلوی طنز کردن اشتباهات دوستش را بگیرد.
gibing can sometimes hurt people's feelings.
طنز و کنایه گاهی اوقات میتواند باعث ناراحتی دیگران شود.
she was known for her witty gibing during meetings.
او به خاطر طنز و کنایههای هوشمندانه خود در جلسات معروف بود.
gibing is not always appropriate in a professional setting.
طنز و کنایه همیشه در محیطهای حرفهای مناسب نیست.
he used gibing as a way to lighten the mood.
او از طنز و کنایه به عنوان راهی برای تلطیف فضا استفاده کرد.
gibing can be entertaining if done in good spirit.
طنز و کنایه میتواند سرگرمکننده باشد اگر با روحیه خوب انجام شود.
they enjoyed gibing at each other during their friendly rivalry.
آنها از طنز و کنایه نسبت به یکدیگر در طول رقابت دوستانه خود لذت میبردند.
gibing should be used carefully to avoid misunderstandings.
طنز و کنایه باید با دقت استفاده شود تا از سوءتفاهم جلوگیری شود.
his gibing made the conversation lively and fun.
طنز و کنایههای او باعث شد مکالمه پر جنب و جوش و سرگرمکننده شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید