gibing

[ایالات متحده]/dʒaɪbɪŋ/
[بریتانیا]/dʒaɪbɪŋ/

ترجمه

adj. تمسخرآمیز; تحقیرآمیز
v. عمل تمسخر کردن (فعل حال استمراری از gibe)

عبارات و ترکیب‌ها

gibing others

مسخره کردن دیگران

stop gibing

مسخره کردن را متوقف کن

gibing jokes

مسخره کردن شوخی ها

gibing remarks

مسخره کردن نظرات

gibing behavior

رفتار مسخره کردن

gibing friends

مسخره کردن دوستان

gibing at me

مسخره کردن من

gibing back

مسخره کردن در جواب

gibing session

جلسه مسخره کردن

gibing culture

فرهنگ مسخره کردن

جملات نمونه

gibing is often used to express frustration.

طنز و کنایه اغلب برای بیان نارضایتی استفاده می‌شود.

he couldn't help gibing at his friend's mistakes.

او نمی‌توانست جلوی طنز کردن اشتباهات دوستش را بگیرد.

gibing can sometimes hurt people's feelings.

طنز و کنایه گاهی اوقات می‌تواند باعث ناراحتی دیگران شود.

she was known for her witty gibing during meetings.

او به خاطر طنز و کنایه‌های هوشمندانه خود در جلسات معروف بود.

gibing is not always appropriate in a professional setting.

طنز و کنایه همیشه در محیط‌های حرفه‌ای مناسب نیست.

he used gibing as a way to lighten the mood.

او از طنز و کنایه به عنوان راهی برای تلطیف فضا استفاده کرد.

gibing can be entertaining if done in good spirit.

طنز و کنایه می‌تواند سرگرم‌کننده باشد اگر با روحیه خوب انجام شود.

they enjoyed gibing at each other during their friendly rivalry.

آنها از طنز و کنایه نسبت به یکدیگر در طول رقابت دوستانه خود لذت می‌بردند.

gibing should be used carefully to avoid misunderstandings.

طنز و کنایه باید با دقت استفاده شود تا از سوءتفاهم جلوگیری شود.

his gibing made the conversation lively and fun.

طنز و کنایه‌های او باعث شد مکالمه پر جنب و جوش و سرگرم‌کننده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید