gimp tool
ابزار گیمپ
gimp image
تصویر گیمپ
gimp editor
ویرایشگر گیمپ
gimp plugin
افزونه گیمپ
gimp effect
اثر گیمپ
gimp project
پروژه گیمپ
gimp file
فایل گیمپ
gimp layer
لایه گیمپ
gimp script
اسکریپت گیمپ
gimp brush
برس گیمپ
he had to gimp along after his injury.
او پس از آسیبدیدگی مجبور شد با لنگیدن به راه خود ادامه دهد.
she decided to gimp her way through the marathon.
او تصمیم گرفت با لنگیدن از ماراتن عبور کند.
don't let a gimp stop you from enjoying life.
نگذارید یک لنگش شما را از لذت بردن از زندگی باز دارد.
the dog started to gimp after playing too hard.
سگ پس از بازی بیش از حد شروع به لنگیدن کرد.
he felt a gimp in his leg after the long hike.
او پس از پیادهروی طولانی، یک لنگش در پای خود احساس کرد.
she tried to hide her gimp while walking.
او سعی کرد در حالی که راه می رفت، لنگش خود را پنهان کند.
the gimp in his step was noticeable.
لنگش در گام او قابل توجه بود.
he uses a cane to help with his gimp.
او از عصا برای کمک به لنگش خود استفاده می کند.
the athlete had to gimp off the field.
ورزشکار مجبور شد با لنگیدن از زمین خارج شود.
after the accident, he learned to gimp with pride.
پس از حادثه، او یاد گرفت با افتخار لنگ بزند.
gimp tool
ابزار گیمپ
gimp image
تصویر گیمپ
gimp editor
ویرایشگر گیمپ
gimp plugin
افزونه گیمپ
gimp effect
اثر گیمپ
gimp project
پروژه گیمپ
gimp file
فایل گیمپ
gimp layer
لایه گیمپ
gimp script
اسکریپت گیمپ
gimp brush
برس گیمپ
he had to gimp along after his injury.
او پس از آسیبدیدگی مجبور شد با لنگیدن به راه خود ادامه دهد.
she decided to gimp her way through the marathon.
او تصمیم گرفت با لنگیدن از ماراتن عبور کند.
don't let a gimp stop you from enjoying life.
نگذارید یک لنگش شما را از لذت بردن از زندگی باز دارد.
the dog started to gimp after playing too hard.
سگ پس از بازی بیش از حد شروع به لنگیدن کرد.
he felt a gimp in his leg after the long hike.
او پس از پیادهروی طولانی، یک لنگش در پای خود احساس کرد.
she tried to hide her gimp while walking.
او سعی کرد در حالی که راه می رفت، لنگش خود را پنهان کند.
the gimp in his step was noticeable.
لنگش در گام او قابل توجه بود.
he uses a cane to help with his gimp.
او از عصا برای کمک به لنگش خود استفاده می کند.
the athlete had to gimp off the field.
ورزشکار مجبور شد با لنگیدن از زمین خارج شود.
after the accident, he learned to gimp with pride.
پس از حادثه، او یاد گرفت با افتخار لنگ بزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید