gimps

[ایالات متحده]/ɡɪmp/
[بریتانیا]/ɡɪmp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. با لنگیدن راه رفتن
vt. با لبه زینتی تزئین کردن
v. با بافت تزئین کردن
n. پارچه با fringed یا زینتی؛ رشته ماهیگیری با هسته سیمی؛ فردی با لنگش؛ ریسمان باریک بافته شده

عبارات و ترکیب‌ها

gimp tool

ابزار گیمپ

gimp image

تصویر گیمپ

gimp editor

ویرایشگر گیمپ

gimp plugin

افزونه گیمپ

gimp effect

اثر گیمپ

gimp project

پروژه گیمپ

gimp file

فایل گیمپ

gimp layer

لایه گیمپ

gimp script

اسکریپت گیمپ

gimp brush

برس گیمپ

جملات نمونه

he had to gimp along after his injury.

او پس از آسیب‌دیدگی مجبور شد با لنگیدن به راه خود ادامه دهد.

she decided to gimp her way through the marathon.

او تصمیم گرفت با لنگیدن از ماراتن عبور کند.

don't let a gimp stop you from enjoying life.

نگذارید یک لنگش شما را از لذت بردن از زندگی باز دارد.

the dog started to gimp after playing too hard.

سگ پس از بازی بیش از حد شروع به لنگیدن کرد.

he felt a gimp in his leg after the long hike.

او پس از پیاده‌روی طولانی، یک لنگش در پای خود احساس کرد.

she tried to hide her gimp while walking.

او سعی کرد در حالی که راه می رفت، لنگش خود را پنهان کند.

the gimp in his step was noticeable.

لنگش در گام او قابل توجه بود.

he uses a cane to help with his gimp.

او از عصا برای کمک به لنگش خود استفاده می کند.

the athlete had to gimp off the field.

ورزشکار مجبور شد با لنگیدن از زمین خارج شود.

after the accident, he learned to gimp with pride.

پس از حادثه، او یاد گرفت با افتخار لنگ بزند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید