glas

[ایالات متحده]/glɑːs/
[بریتانیا]/ɡlæs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گلاسگو (نام شرکت)؛ چرخ کلیسی؛ میز قهوه شیشه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

glass ceiling

سقف شیشه‌ای

safety glasses

چشم‌پوش ایمنی

wine glass

جعبه شیشه‌ای شامپاگن

glass door

درب شیشه‌ای

broken glass

شیشه شکسته

frosted glass

شیشه مات

window glass

شیشه پنجره

drinking glass

شیشه نوشیدنی

looking glass

آینه

glass bottle

بطری شیشه‌ای

جملات نمونه

she poured a glass of fresh orange juice for breakfast.

او برای صبح‌انداز یک لیوان نوشابه پرتقال تازه ریخت.

the glass door shattered into thousands of pieces.

درو شیشه‌ای به هزاران قطعه شکست.

he broke the glass by accident while washing dishes.

او در حین شستن ظروف، به اشتباه شیشه را شکست.

the company has finally broken through the glass ceiling.

شرکت در نهایت از سقف شیشه‌ای عبور کرد.

please hand me that glass bottle on the table.

لطفاً آن بطری شیشه‌ای روی میز را به من بده.

the artist blew colorful glass into amazing shapes.

هنرمند شیشه‌های رنگی را به شکل‌های عالی باد کرد.

they installed tempered glass for better safety.

آن‌ها برای ایمنی بیشتر شیشه‌ای تقویت‌شده نصب کردند.

she admired the delicate glassware in the cabinet.

او ظروف شیشه‌ای لطیف در لکه‌پرداز را تحسین کرد.

the sun reflected brilliantly off the glass windows.

نور خورشید به طور شگفت‌آوری از پنجره‌های شیشه‌ای بازتابید.

he works at a local glass workshop downtown.

او در یک کارگاه شیشه‌سازی محلی در شهر کار می‌کند.

look at that colorful glass fish swimming in the tank.

نگاه کن به آن ماهی شیشه‌ای رنگ‌بندی شده که در مخزه می‌زیست.

the chemist studied the properties of special glass.

شیمی‌دان خواص شیشه‌های ویژه را مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید