glued together
چسبانده شده
glued down
چسبانده شده به پایین
glued on
چسبانده شده روی
glued shut
بسته شده با چسب
glued firmly
محکم چسبانده شده
glued pieces
قطعات چسبانده شده
glued joints
اتصالات چسبانده شده
glued seams
درزهای چسبانده شده
glued edges
لبههای چسبانده شده
glue gun
تفنگ چسب
glue stick
چوب چسب
animal glue
چسب حیوانی
hot glue
چسب داغ
glue water
آب چسب
glue applicator
اپلیکاتور چسب
mucilage glue
چسب مخاطی
glue film
غشای چسب
epoxy glue
چسب اپوکسی
glue joint
اتصال چسب
starch glue
چسب نشاستهای
super glue
چسب فوق قوی
He is glued to the television.
او به تلویزیون چسبیده است.
Our eyes were glued to the stage.
چشمان ما به صحنه خیره شده بود.
He carefully glued each page.
او با دقت هر صفحه را چسباند.
The boy glued the handle onto the cup.
پسر دسته را روی فنجان چسباند.
He glued down the corner of the paper.
او گوشه کاغذ را چسباند.
I glued a piece of wood on to the metal.
من یک تکه چوب را روی فلز چسباند.
He glued the cover to the book.
او جلد را به کتاب چسباند.
Make sure the stamp is properly glued to the envelope.
مطمئن شوید که تمبر به درستی روی پاکت چسبانده شده است.
the wood is cut up into small pieces which are then glued together.
چوب به قطعات کوچک تقسیم می شود که سپس به هم چسبانده می شوند.
I was glued to the telly when the Olympics were on.
من در زمان پخش المپیک به تلویزیون خیره شده بودم.
He spends every evening glued to the TV.
او هر شب به تلویزیون خیره می شود.
She glued the two pieces of cardboard together.
او دو تکه مقوا را به هم چسباند.
The carpenter glued two pieces of wood together.
نجار دو تکه چوب را به هم چسباند.
He shouted at her to run, but she just stood there, glued to the spot.
او به او گفت بدود، اما او فقط آنجا ایستاد و به همان جا چسبیده بود.
Her eyes were glued to the screen (= she did not stop watching it ).
چشمانش به صفحه خیره شده بود (= او از تماشای آن دست نکشید).
I can't get the cover off this box; it's been glued on.
نمی توانم جلد این جعبه را جدا کنم؛ روی آن چسبانده شده است.
She stood glued to the radio,heedless of the ordered bustle about her.
او در حالی که به رادیو خیره شده بود و از هرج و مرج اطرافش غافل بود، ایستاد.
Then they are carefully ironed flat.Second, the straw is woven and glued to card board backings according to the different colors and textures.
سپس آنها با دقت اتوکشی می شوند. دوم، حصیری بافته شده و مطابق با رنگ ها و بافت های مختلف به پشت های مقوایی چسبانده می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید