golpe

[ایالات متحده]/ˈɡɒlpeɪ/
[بریتانیا]/ˈɡoʊlpeɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربه یا ضرب; تمام پا

عبارات و ترکیب‌ها

golpe de estado

کودتا

golpe bajo

ضربه ناجوانمردانه

golpe de suerte

شانس خوب

golpe de calor

گرمازدگی

golpe de gracia

ضربه‌ی نهایی

golpe de pecho

ضربه به سینه

golpe de timón

ضربه‌ی فرمان

golpe de voz

صدای بلند

golpe de efecto

اثر ویژه

golpe de martillo

ضربه چکش

جملات نمونه

he received a golpe to the head during the match.

او ضربه‌ای به سرش در طول مسابقه دریافت کرد.

the golpe was unexpected and caught everyone off guard.

ضربه غیرمنتظره بود و همه را غافلگیر کرد.

she felt a golpe of pain in her shoulder.

او ضربه‌ای درد در شانه‌اش احساس کرد.

the boxer delivered a powerful golpe to his opponent.

بوکسور ضربه‌ای قدرتمند به حریفش وارد کرد.

after the golpe, he needed medical attention.

پس از ضربه، او به مراقبت‌های پزشکی نیاز داشت.

the golpe echoed through the arena.

صدای ضربه در سراسر عرصه طنین انداز شد.

she was knocked down by a sudden golpe.

او با ضربه‌ای ناگهانی نقش بر زمین شد.

the coach warned him to avoid any golpe during practice.

مربی به او هشدار داد که از هر گونه ضربه در طول تمرین اجتناب کند.

they celebrated after landing a perfect golpe.

آنها پس از زدن یک ضربه عالی جشن گرفتند.

the golpe left him with a bruise.

ضربه باعث شد که کبودی در او ایجاد شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید