goodhearted person
فرد مهربان
being goodhearted
مهربان بودن
goodhearted soul
روح مهربان
seemingly goodhearted
به ظاهر مهربان
truly goodhearted
واقعاً مهربان
goodhearted deeds
کردار مهربانانه
goodhearted smile
لبخند مهربان
a goodhearted gift
یک هدیه مهربان
goodhearted nature
طبع مهربان
goodhearted efforts
تلاشهای مهربانانه
she's a goodhearted woman who always helps those in need.
او زنی با قلب پاک است که همیشه به نیازمندان کمک میکند.
despite his losses, he remained a goodhearted and generous man.
با وجود تلفاتش، او همچنان مردی با قلب پاک و سخاوتمند باقی ماند.
the goodhearted doctor volunteered his time at the local clinic.
پزشک با قلب پاک، وقت خود را به صورت داوطلبانه در کلینیک محلی صرف کرد.
it's refreshing to meet someone so genuinely goodhearted.
دیدار با کسی که به طور واقعی با قلب پاک است، لذتبخش است.
the children adored the goodhearted teacher with a warm smile.
کودکان عاشق معلم با قلب پاک و لبخند گرم بودند.
he has a goodhearted nature and always tries to do what's right.
او طبیعتی با قلب پاک دارد و همیشه سعی میکند آنچه درست است را انجام دهد.
the goodhearted neighbor offered to shovel our driveway after the snowstorm.
همسایه با قلب پاک پیشنهاد کرد که پس از طوفان برف، حیاط ما را برفروبی کند.
we admired her goodhearted spirit and unwavering optimism.
ما از روحیه با قلب پاک و خوشبینی بیوقفه او قدردانی میکردیم.
even in difficult circumstances, she showed a goodhearted attitude.
حتی در شرایط دشوار، او نگرشی با قلب پاک نشان داد.
the goodhearted stranger gave the lost child directions home.
غریبه با قلب پاک، به کودک گمشده مسیر بازگشت به خانه را نشان داد.
he's a goodhearted soul who cares deeply about animals.
او شخصیتی با قلب پاک است که به طور عمیقی به حیوانات اهمیت میدهد.
goodhearted person
فرد مهربان
being goodhearted
مهربان بودن
goodhearted soul
روح مهربان
seemingly goodhearted
به ظاهر مهربان
truly goodhearted
واقعاً مهربان
goodhearted deeds
کردار مهربانانه
goodhearted smile
لبخند مهربان
a goodhearted gift
یک هدیه مهربان
goodhearted nature
طبع مهربان
goodhearted efforts
تلاشهای مهربانانه
she's a goodhearted woman who always helps those in need.
او زنی با قلب پاک است که همیشه به نیازمندان کمک میکند.
despite his losses, he remained a goodhearted and generous man.
با وجود تلفاتش، او همچنان مردی با قلب پاک و سخاوتمند باقی ماند.
the goodhearted doctor volunteered his time at the local clinic.
پزشک با قلب پاک، وقت خود را به صورت داوطلبانه در کلینیک محلی صرف کرد.
it's refreshing to meet someone so genuinely goodhearted.
دیدار با کسی که به طور واقعی با قلب پاک است، لذتبخش است.
the children adored the goodhearted teacher with a warm smile.
کودکان عاشق معلم با قلب پاک و لبخند گرم بودند.
he has a goodhearted nature and always tries to do what's right.
او طبیعتی با قلب پاک دارد و همیشه سعی میکند آنچه درست است را انجام دهد.
the goodhearted neighbor offered to shovel our driveway after the snowstorm.
همسایه با قلب پاک پیشنهاد کرد که پس از طوفان برف، حیاط ما را برفروبی کند.
we admired her goodhearted spirit and unwavering optimism.
ما از روحیه با قلب پاک و خوشبینی بیوقفه او قدردانی میکردیم.
even in difficult circumstances, she showed a goodhearted attitude.
حتی در شرایط دشوار، او نگرشی با قلب پاک نشان داد.
the goodhearted stranger gave the lost child directions home.
غریبه با قلب پاک، به کودک گمشده مسیر بازگشت به خانه را نشان داد.
he's a goodhearted soul who cares deeply about animals.
او شخصیتی با قلب پاک است که به طور عمیقی به حیوانات اهمیت میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید