oozing gooily
به صورت چسبناک ترشح میکرد
dripping gooily
به صورت چسبناک چکه میکرد
flowed gooily
به صورت چسبناک جریان داشت
spreading gooily
به صورت چسبناک پخش میشد
seeping gooily
به صورت چسبناک نفوذ میکرد
coating gooily
به صورت چسبناک پوشش میداد
sliding gooily
به صورت چسبناک سر میخورد
settling gooily
به صورت چسبناک ته نشین میشد
drifting gooily
به صورت چسبناک شناور میشد
cascading gooily
به صورت چسبناک آبشاری میشد
the caramel dripped gooily from the spoon.
شیرینی طلایی به آرامی از قاشق چکه میکرد.
the melted chocolate spread gooily across the plate.
شکلات آب شده به آرامی روی بشقاب پخش شد.
the syrup flowed gooily into the pancakes.
شربت به آرامی وارد پنکیکها شد.
the glue oozed gooily from the tube.
چسب به آرامی از لوله بیرون زد.
the honey dripped gooily from the comb.
عسل به آرامی از کندو چکه میکرد.
the sludge slid gooily down the pipe.
گل و لای به آرامی در لوله سر خورد.
the paint coated the wall gooily.
رنگ به آرامی دیوار را پوشاند.
the jam spread gooily on the toast.
ژام به آرامی روی تست پخش شد.
the oil poured gooily into the pan.
روغن به آرامی وارد تابه شد.
the marshmallow melted gooily in the heat.
مارشمالو در گرما به آرامی آب شد.
the mud squished gooily underfoot.
گل و لای به آرامی زیر پا خیس شد.
the batter dripped gooily from the whisk.
خمیر به آرامی از همزن چکه کرد.
oozing gooily
به صورت چسبناک ترشح میکرد
dripping gooily
به صورت چسبناک چکه میکرد
flowed gooily
به صورت چسبناک جریان داشت
spreading gooily
به صورت چسبناک پخش میشد
seeping gooily
به صورت چسبناک نفوذ میکرد
coating gooily
به صورت چسبناک پوشش میداد
sliding gooily
به صورت چسبناک سر میخورد
settling gooily
به صورت چسبناک ته نشین میشد
drifting gooily
به صورت چسبناک شناور میشد
cascading gooily
به صورت چسبناک آبشاری میشد
the caramel dripped gooily from the spoon.
شیرینی طلایی به آرامی از قاشق چکه میکرد.
the melted chocolate spread gooily across the plate.
شکلات آب شده به آرامی روی بشقاب پخش شد.
the syrup flowed gooily into the pancakes.
شربت به آرامی وارد پنکیکها شد.
the glue oozed gooily from the tube.
چسب به آرامی از لوله بیرون زد.
the honey dripped gooily from the comb.
عسل به آرامی از کندو چکه میکرد.
the sludge slid gooily down the pipe.
گل و لای به آرامی در لوله سر خورد.
the paint coated the wall gooily.
رنگ به آرامی دیوار را پوشاند.
the jam spread gooily on the toast.
ژام به آرامی روی تست پخش شد.
the oil poured gooily into the pan.
روغن به آرامی وارد تابه شد.
the marshmallow melted gooily in the heat.
مارشمالو در گرما به آرامی آب شد.
the mud squished gooily underfoot.
گل و لای به آرامی زیر پا خیس شد.
the batter dripped gooily from the whisk.
خمیر به آرامی از همزن چکه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید