gooily

[ایالات متحده]/ˈɡuːɪli/
[بریتانیا]/ˈɡuːɪli/

ترجمه

adv. به روشی نرم، چسبناک یا لزج؛ بیش از حد احساساتی یا عاطفی

عبارات و ترکیب‌ها

oozing gooily

به صورت چسبناک ترشح می‌کرد

dripping gooily

به صورت چسبناک چکه می‌کرد

flowed gooily

به صورت چسبناک جریان داشت

spreading gooily

به صورت چسبناک پخش می‌شد

seeping gooily

به صورت چسبناک نفوذ می‌کرد

coating gooily

به صورت چسبناک پوشش می‌داد

sliding gooily

به صورت چسبناک سر می‌خورد

settling gooily

به صورت چسبناک ته نشین می‌شد

drifting gooily

به صورت چسبناک شناور می‌شد

cascading gooily

به صورت چسبناک آبشاری می‌شد

جملات نمونه

the caramel dripped gooily from the spoon.

شیرینی طلایی به آرامی از قاشق چکه می‌کرد.

the melted chocolate spread gooily across the plate.

شکلات آب شده به آرامی روی بشقاب پخش شد.

the syrup flowed gooily into the pancakes.

شربت به آرامی وارد پنکیک‌ها شد.

the glue oozed gooily from the tube.

چسب به آرامی از لوله بیرون زد.

the honey dripped gooily from the comb.

عسل به آرامی از کندو چکه می‌کرد.

the sludge slid gooily down the pipe.

گل و لای به آرامی در لوله سر خورد.

the paint coated the wall gooily.

رنگ به آرامی دیوار را پوشاند.

the jam spread gooily on the toast.

ژام به آرامی روی تست پخش شد.

the oil poured gooily into the pan.

روغن به آرامی وارد تابه شد.

the marshmallow melted gooily in the heat.

مارشمالو در گرما به آرامی آب شد.

the mud squished gooily underfoot.

گل و لای به آرامی زیر پا خیس شد.

the batter dripped gooily from the whisk.

خمیر به آرامی از همزن چکه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید