adhesively

[ایالات متحده]/əˈdɛːsɪvli/
[بریتانیا]/əˈdɛzɪvli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طوری که محکم می‌چسبد یا به هم می‌چسبد.

عبارات و ترکیب‌ها

adhesively bonded

چسب‌کاری شده

adhesively sealed

درز چسب‌کاری شده

adhesively coated

با چسب پوشش داده شده

adhesively secured object

شیء چسب‌کاری شده

adhesives applied adhesively

چسب‌ها به صورت چسب‌کاری اعمال شده‌اند

adhesive bonding adhesively

چسب‌کاری چسب‌کاری شده

adhesively attached material

مواد چسب‌کاری شده

adhesively joined components

قطعات چسب‌کاری شده

جملات نمونه

the label was adhered adhesively to the package.

برچسب به صورت چسبنده به بسته چسبانده شد.

the bandage adhered adhesively to his wound.

پانسمان به صورت چسبنده به زخم او چسبانده شد.

he applied the adhesive adhesively to the broken piece.

او چسب را به صورت چسبنده به قطعه شکسته زد.

the tiles were adhered adhesively to the wall.

کاشی‌ها به صورت چسبنده به دیوار چسبانده شدند.

the paper was adhered adhesively to the board.

کاغذ به صورت چسبنده به تخته چسبانده شد.

the sticker adhered adhesively to the car window.

چسباندنی به صورت چسبنده به شیشه ماشین چسبانده شد.

she adhered adhesively to her principles.

او به صورت چسبنده به اصول خود پایبند ماند.

the glue adhered adhesively to the fabric.

چسب به صورت چسبنده به پارچه چسبانده شد.

he adhered adhesively to his plan.

او به صورت چسبنده به طرح خود پایبند ماند.

the paint adhered adhesively to the surface.

رنگ به صورت چسبنده به سطح چسبید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید