gored

[ایالات متحده]/ɡɔːd/
[بریتانیا]/ɡɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن قطعات مثلثی از پارچه
v. زخمی کردن (یک حیوان) با یک شاخ یا سوراخ کردن با دندان؛ بریدن به شکل وِد

عبارات و ترکیب‌ها

gored bull

گاو زخمی

gored by horns

زخمی شده به دلیل شاخ

gored victim

قربانی زخمی

gored animal

حیوان زخمی

gored fighter

جنگجوی زخمی

gored matador

ماتادور زخمی

gored player

بازیکن زخمی

gored contestant

شرکت کننده زخمی

gored creature

موجود زخمی

gored beast

وحش زخمی

جملات نمونه

the bull gored the matador during the performance.

گاو در طول اجرا، ماتادور را با شاخ زد.

she was gored by a wild boar while hiking.

در حالی که او در حال پیاده‌روی بود، یک گراز وحشی او را با شاخ زد.

the report stated that several people were gored at the festival.

گزارش نشان داد که چندین نفر در جشنواره با شاخ زده شده‌اند.

he narrowly escaped being gored by the charging animal.

او به طور جدی از برخورد شاخ حیوان در حال حمله جان سالم به در برد.

the gored victim was rushed to the hospital.

قربانی زخمی شده به سرعت به بیمارستان منتقل شد.

it's dangerous to provoke an animal that could gore you.

تحریک یک حیوانی که ممکن است شما را با شاخ بزند خطرناک است.

the zookeeper warned visitors about the risk of being gored.

نگهبان حیات وحش به بازدیدکنندگان در مورد خطر برخورد شاخ هشدار داد.

after being gored, the animal needed immediate medical attention.

پس از برخورد شاخ، حیوان به مراقبت‌های پزشکی فوری نیاز داشت.

he told the story of how he was gored during the hunt.

او داستان نحوه برخورد شاخ به او در طول شکار را تعریف کرد.

the documentary showed how animals can get gored in the wild.

فیلم مستند نشان داد که چگونه حیوانات می‌توانند در طبیعت با شاخ زده شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید