governeds

[ایالات متحده]/ˈɡʌv.ənd/
[بریتانیا]/ˈɡʌv.ɚnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکتی govern; مدیریت کردن; حکومت کردن; کنترل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

governed by

تحت حاکمیت

governed under

تحت حکومت

governed solely

به طور انحصاری تحت حکومت

governed democratically

به صورت دموکراتیک تحت حکومت

governed effectively

به طور موثر تحت حکومت

governed locally

به صورت محلی تحت حکومت

governed centrally

به صورت متمرکز تحت حکومت

governed collectively

به صورت جمعی تحت حکومت

governed properly

به طور مناسب تحت حکومت

governed legally

به صورت قانونی تحت حکومت

جملات نمونه

the country is governed by a democratic system.

کشور توسط یک سیستم دموکراتیک اداره می‌شود.

our actions are governed by our values.

اقدامات ما توسط ارزش‌های ما هدایت می‌شود.

the project is governed by strict guidelines.

پروژه توسط دستورالعمل‌های سخت‌گیرانه اداره می‌شود.

the company is governed by a board of directors.

شرکت توسط هیئت مدیره اداره می‌شود.

all decisions are governed by company policy.

تصمیمات همه تحت تأثیر سیاست‌های شرکت است.

our lives are often governed by routine.

زندگی ما اغلب توسط روتین اداره می‌شود.

the relationship is governed by mutual respect.

ارتباط تحت تأثیر احترام متقابل است.

international laws govern trade agreements.

قوانین بین‌المللی توافقات تجاری را تنظیم می‌کنند.

the game is governed by specific rules.

بازی توسط قوانین خاص اداره می‌شود.

her actions are governed by her emotions.

اقدامات او تحت تأثیر احساسات او است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید