grafted tree
درخت پیوندی
grafted fruit
میوه پیوندی
The surgeon grafted skin from the patient's thigh onto the burn wound.
جراح پوست را از ران بیمار به محل سوختگی پیوند کرد.
She grafted apple scions onto pear rootstocks to create a new fruit hybrid.
او شاخههای سیب را بر روی زیرطوقههای گلابی پیوند کرد تا یک هیبرید میوه جدید ایجاد کند.
The artist grafted elements of surrealism into his paintings.
هنرمند عناصری از سوررئالیسم را به نقاشیهای خود پیوند داد.
The company grafted a new marketing strategy onto their existing business model.
شرکت یک استراتژی بازاریابی جدید را به مدل کسب و کار موجود خود پیوند داد.
He grafted his love for cooking from his mother.
او عشق خود به آشپزی را از مادرش به ارث برد.
The grafting process involves joining two plants together to create a new hybrid.
فرآیند پیوند شامل اتصال دو گیاه برای ایجاد یک هیبرید جدید است.
The scientist grafted human cells onto the animal embryos for research purposes.
دانشمند برای اهداف تحقیقاتی سلولهای انسانی را به جنینهای حیوانات پیوند کرد.
She grafted her experiences from traveling around the world into her writing.
او تجربیات خود را از سفر در سراسر جهان به نوشتن خود پیوند داد.
The grafting of ideas from different cultures can lead to innovative solutions.
پیوند ایدهها از فرهنگهای مختلف میتواند منجر به راه حلهای نوآورانه شود.
He grafted his mentor's teaching style into his own classroom practices.
او سبک تدریس مربی خود را به شیوههای کلاس درس خود پیوند داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید